تبليغاتX
علاقمند به شادمهر
 آیا همیشه باید واضح خواند

این سئوال در موسیقی ایران بارها تکرار شده، عده ای روی واضح خواندن خواننده تاکید دارند و اعتقاد دارند که اگر قرار است کلامی به گوش شنونده برسد و ما موسیقی با کلامی عرضه کنیم، چرا کلام واضح نباشد؟!

در نگاه اول این خواسته کاملا" منطقی بنظر می رسد! ولی اگر با اجرای موسیقی درگیر باشید، می بینید که کششهایی در بعضی آوازها وجود دارد که باعث می شود کلمات را با شکل معمول آن تلفظ نکنید. بعضی از خوانندگان توجه زیادی به این موضوع دارند و سعی می کنند در تمام شرایط آوازی با تلفظ صحیح و قابل تشخیص بخوانند.

در موسیقی ایرانی خوانندگان مکتب اصفهان روی بیان دقیق شعر تاکید دارند و آواز نا مفهوم را دارای کاستی می دانند ولی خوانندگانی که حتی نشان هایی از مکتب اصفهان در آوازشان دیده می شود هم هستند که گاهی تشخیص شعری که می خوانند، برای شنونده مشکل است!

همانطور که گفته شد خواندن مو به مو و دقیق شعر هم، گاهی در اجرای موسیقی مخالف با فضای موسیقی است و اکثرا" خواننده بطور نا خودآگاه این تغییرات را روی کلام می دهد. (به عقیده نگارنده اگر در موسیقی تمایل به حالت خاصی احساس شود باید آنالیز شود و در صورت لزوم اجرا شود و حذف این گونه تمایلات درونی باعث نوعی خود سانسوری می شود!)

اگر به ریشه بعضی از کلمات رجوع کنیم متوجه می شویم که از حروفی تشکیل شده اند که نقش احساس در ساخت آنها بکار نرفته مخصوصا" کلماتی عربی که در فارسی بکار می بریم مثل، نام مشاغلی که بر وزن فعال است (مثل خراط، نقاش، نجار و...) پس می بینیم الگوی ساخت این کلمات مبنایی غیر موسیقایی دارد و زمانی که ما آنها را با موسیقی همراه می کنیم تضادهای احساسی در آنها می بینیم! در مقابل کلماتی هستند که شاید بطور اتفاقی معنی شان موسیقی خاصی بهمراه دارد که به تداعی فضای موسیقی مان کمک می کند،(مثل فتح، کرانه، شکوه، ساحل، ستیز، دسیسه ...)

این کلمات به تنهایی غیر از معنی کلامی، فضایی را بهمراه دارند که در موسیقی می تواند نقش موثری را ایفا کند (البته واضح است که بخاطر اتنزاعی بودن این موضوع و اینکه گاهی در ضمیر ناخودآگاه انسان بعضی کلمات و تصاویر همراهشان بر حسب تکرار، عادت شده و شکل گرفته اند...)

پس یکی از نمودهای تلفیق شعر و موسیقی می تواند در تلفیق دقیق حروف و موسیقی باشد. شاید عده ای این تغییر در تلفظ شعر را دلیلی برای تقدم موسیقی بر کلام و نشانه ای از بندگی شعر در مقابل موسیقی بدانند! در حالی که این تصور کاملا" اشتباه است و ما این تغییرات را صرفا" برای ارائه اهداف فکری و احساسیمان بکار می بریم و در واقع هدف اجرای بی نقص آن احساس است.

+ نوشته شده توسط امین در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 8:28 |
فرق دستگاه و آواز چیست؟

برای بسیاری از هنرآموزان در ابتدای کار این سوال مطرح میشود که مثلا چرا شور و ماهور و ..." دستگاه" و بیات اصفهان و دشتی و ... "آواز" نامیده میشوند .
برای توضیح این مسئله نخست باید بفهیم که اصولا دستگاهها چگونه از هم شناخته می شوند و چه فرقی با هم دارند .
برای آغاز دستگاه ماهور را در نظر بگیرید ، همانطور که برای نوازندگان تار و سه تار مرسوم است و می دانند پرده های ماهور در گام دو همگی بکار هستند ( یعنی ربع پرده و نیم پرده نیستند یا به عبارت دیگر سری و کرن و بمل و دیز نیستند ) ( البته نوازندگان ویلن و کمانچه معمولا ماهور ر یا سل می نوازند که به ترتیب دو دیز و فا دیز می شوند ) حال مهمترین مسئله ای که مایه تفاوت دستگاهی از دیگری می شود خارج شدن پرده ها از حالت بکار می باشد مثلا اگر در دستگاه " ماهور دو" یا به عبارت بهتر " گام دو" نت می کرن شود حالت ایجاد شده را آواز افشاری می نامند ولی اگر نت لا کرن و سی بمل شود حالت جدید را دستگاه شور می نامند یا اگر لا کرن و می بمل شود این حالت را آواز بیات اصفهان می نامند و ... .
توجه داشته باشید که این تغییر پرده ها فقط جنبه نظری ندارد و هنگام شنیدن حتی برای کسانی که آشنا به دستگاهها نیستند ، اینکه حداقل تغییری ایجاد شده واضح است به این صورت که مثلا هنگام شنیدن ماهور احساس شادی بیشتری نسبت به شور در انسان ایجاد می شود یا دستگاه چهارگاه احساس شکوه و عظمت بیشتری نسبت به مثلا دشتی که سوزناک تر است دارد . البته این قواعد هرگز کلی نیست و اصولا موسیقی چیزی نیست که استثنا نداشته باشد . مثلا آهنگ معروف " ای ایران " در دستگاه دشتی که عموما غم انگیز است توسط استاد روح الله خالقی تصنیف شده است که کاملا حماسی است و این مسئله به توانایی و ذوق و استعداد آهنگسازان دارد که بتوانند چنین هنر نمایی ها را انجام دهند والا میتوان گفت که 90% تصنیف های دشتی سوزناک هستند مثلا آهنگهای عارف قزوینی مانند " گریه کن " و " گریه را به مستی بهانه کردم " و آهنگهای مرتضی محجوبی مانند " کاروان " و " نوای نی " و آهنگ " آه سحر" از روح الله خالقی .
حال به بیان فرق دستگاه و آوازها می پردازیم :
اصولا آوازها زیر مجموعه دستگاه ها هستند یعنی آوازها از نظر پرده هایی که نواخته می شوند مانند آن دستگاهی هستند که جزو آن هستند یعنی مثلا ابوعطا در پرده های شور نواخته می شود فقط با این تفاوت که نت شاهد تغییر کرده است ولی هرگز نمی توان ماهور را در پرده های شور نواخت مگر در مرکب نوازی که یک گوشه دلکش ماهور منطبق برگوشه شهناز شور می شود .
تقسیم بندی بدین صورت است :
1- دستگاه ماهور شامل آواز راست پنجگاه می باشد .
2- دستگاه شور شامل آوازهای دشتی – ابوعطا – افشاری – بیات ترک و نوا است .
3- دستگاه همایون شامل دستگاه بیات اصفهان است .
4- دستگاه چهارگاه
5- دستگاه سه گاه
دسته بندی فوق را استاد علی نقی وزیری بنا نموده اند ولی قدما بر هفت دستگاه و پنج آواز معتقدند بدین صورت که راست پنجگاه و نوا را نیز دستگاه جداگانه به شمار می آورند ولی نوا نیز دقیقا در پرده های شور و راست پنجگاه نیز در پرده های ماهور نواخته می شود که به این علت تقسیم بندی وزیری علمی تر به نظر می رسد .
البته عده ای نیز بر نظریه دوازده دستگاه معتقند چون واقعا اگر جنبه نظری را کنار بگذاریم دستگاه ها هنگام شنیدن کاملا تفاوت می کنند و دیگر اینکه برخلاف این تقسیم بندی ها بویژه در مورد دستگاه شور آوازهای آن کاملا متفاوت و گاهی شبیه دیگر دستگاه ها هستند مثلا بیات ترک بیشتر از اینکه شبیه شور باشد مانند ماهور است و افشاری شبیه نوا و تا حدی سه گاه می باشد .
نکته دیگر اینکه اصول مرکب نوازی دقیقا مبتنی بر آگاهی از همین مطالب دارد و کسانی که بر این موارد تسلط داشته باشند براحتی می توانند از هر دستگاهی به دستگاه دیگر تغییر مقام بدهند و از نظر علمی هیچ محدودیتی برای مرکب نوازی وجود ندارد هر چند که تا کنون این کار برای همه دستگاهها مرسوم ( یا به عبارت بهتر اختراع نشده است ) نشده است

آواز دشتی از مشتقات دستگاه شور می باشد و شامل گوشه های درآمد، حاجیانی، کرد بیات، قرچه، کوهستانی، چوپانی، مرادخانی، دیلمان، عشاق، غم انگیز و ... می باشد.

در موسیقی فولکریک (محلی) ایرانی که سرشاخه اصلی آن نشأت گرفته از احساس، محیط، نحوه زندگی و فرهنگ و آداب و رسوم اجتماعی است و با توجه به سختیها و مشقات فراوانی که اقوام مختلف ایرانی در دوران متفاوت طی کرده اند. و با تناسبی که در آواز دشتی از لحاظ بیان سوز و ارایه زیبای این مشقّات و دردهای اجتماعی وجود دارد، آواز دشتی از محبوبیت خاصی در این نوع موسیقی برخوردار است. موسیقی بختیاری، خراسانی، گیلکی، مازندرانی، بلوچ و ... همگی دارای الحان متفاوت و زیبا در آواز دشتی می باشند.

از نظر احساس می توان گفت که آواز دشتی حزن انگیز ترین آواز ایرانی می باشد. البته نوع حزنی که در این آواز وجود دارد نیز جای بحث دارد، این حزن توأم با سادگی و لطافت قومهای مختلف ایرانی می باشد. در واقع نام خود این آواز در فرهنگ ما بیان کننده بسیاری از ویژگیهای این آواز می باشد.

در خواندن آواز دشتی مهمترین چیز احساس است و اینکه خواننده این احساس توأم با سادگی را خود دریافته و بتواند به شنونده منتقل کند. در دستگاهی مثل چهارگاه تکنیک خواندن و نحوه ادای تحریرها در کنار احساس حائز اهمیت است، ولی در آواز دشتی تا احساس وجود نداشته باشد نمی تواند بیان کننده حالت واقعی این آواز باشد. مانند خیلی از آوازهایی که امروزه می خوانند و فقط اسمش و گامش دشتی می باشد و هیچ احساسی ندارد.

شما قوم عشایر را که در دشتها زندگی می کنند را در نظر بگیرید كه صفت سادگی در میان آنها جلوه گر است، حال چوپانی را در نظر بگیرید که زیر سایه درختی مشغول نی زدن و آواز خواندن است، احساس دلنشینی که به شما دست می دهد در واقع بیان گر حس و حالی از آوار دشتی می باشد، که اوج سادگی و حزن و گله از جور زمانه می باشد.

این آواز زمان مشخصی برای خواندن یا شنیدن ندارد و در واقع محیط و جو حاکم بر آن است که در زمان خاصی این آواز را طلب می کند که می تواند در هر ساعتی از شبانه روز باشد. البته در پایان یادآور می شوم که احساس نسبی است و برای توصیف آن میزانی وجود ندارد و این احساس بر اساس شرایط و محیط متغیّر است.

نکته ای كه در پایان می توان اشاره کرد این است که تناسب شعر برای آواز دشتی بسیار حائز اهمیت می باشد. زیرا با توجه به حال و هوای حزن انگیز این آواز باید اشعاری نیز که برای خواندن در این آواز انتخاب می شوند داری چنین فضایی باشند. به طور مثال هرگز نمی توان این غزل حافظ "گل در بر و می در کف و معشوق به کام است...سلطان جهانم به چنین روز غلام است" را در به صورت آواز دشتی خواند و در عوض غزل دیگری از حافظ مانند:

دیدی ای دل، که غم عشق دگر باره چه کرد؟
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد؟
آه از آن نرگس جادو، که چه بازی انگیخت!
وای از آن مست، که با مردم هشیار چه کرد!
اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار،
طالع بی شفقت بین که در این کار چه کرد!
* * *
آن که پُر نقش زد این دایرۀ مینائی
کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد.
ساقیا جام مِیَم ده، که نگارندۀ غیب
نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد.
* * *
برقی از منزل لیلی برخشید سَحَر،
وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد!
فکر عشق، آتش غم در دل حافظ زد و سوخت-
یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد،

فضای این غزل بگونه ای است که انگار فقط برای خواندن در آواز دشتی سروده شده است. همانگونه که استاد شجریان نیز آن را به زیبایی در کاست گنبد مینا اجرا کرده اند."انگار که حافظ هنگام سرودن این شعر در مجلسی حضور داشته که در آن ساز یا آواز دشتی اجرا می شده و چه بسا که حافظ اولین بار این غزل را در مجلسی به صورت دشتی خوانده باشد."

+ نوشته شده توسط امین در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 8:25 |

 

صدا باید چگونه از گلو خارج شود
 
  
استاد شجریان معتقد است که هیچ کدام از معلمان آواز در ایران ، معلم تربیت صدا نبوده اند و آنها تنها ردیف و شیوه را آموزش می دادند .

اینکه هنرجوی آواز صدا را چگونه بسازد و عیب صدای خواننده چگونه باید رفع شود تا بحال در موسیقی سنتی ایران سابقه نداشته است .(استاد ضمن ادای احترام به همه اساتید موسیقی پیش از خودشان همیشه از نورعلی خان برومند از معلمی استثنایی و ممتاز یاد می کنند ).

درآواز ایرانی تکنیک ارائه صدا به این صورت است که صدا در مسیر خودش از انتهای نای شروع می شود و به سینه می رسد و گلو را پر می کند .سپس از دو لب بیرون می آید .در این مسیر روی صدا می توان خیلی کار کرد .

از محل برخاستن صدا تا قبل از زبان کوچک ، مخصوصاً در حلق هیچ کاری نباید با صدا کرد .زیرا خواندن از ته حلق بسیار صدا را بد می کند .

گلو باید کاملاً باز باشد.صدایی که ازسینه بیرون می آید وسعت خوبی دارد اما کیفیت ندارد .

صدای خوب که از حنجره بر می آید باید به سقف دهان بخورد .در سقف دهان ، به صدا شدت خاصی داده می شود که این بهترین نوع صدا در موسیقی آوازی ماست .

هیچ وقت نباید به فک فشار آورد .لب پایینی باید حالت طبیعی خود را حفظ کند .


صدا باید کاملا به صورت مخروطی از دهان بیرون بیاید .البته این در مقایسه با موسیقی آوازی سایر ملل کاملا بر عکس است .زیرا  آنها از فضای جلوی دهان بسیار استفاده می کنند.اما در موسیقی ایرانی بیشتر کار روی صدا در فضای قبل از دهان استفاده می شود.


مثلا درکار پاواروتی برای ادای حرف آ به اندازه شش سانت دهانش باز می شود اما در موسیقی آوازی ما نباید بیشتر از ضخامت انگشت سبابه دهان را باز کرد و به این صورت ما آ را تقریبا نزدیک به اُ تلفظ می کنیم و لبها زیاد از هم باز نمی شود


- درحالی که رو به دیوار ایستاده اید به آرامی و به صورت عمیق  به اندازه عدد 1 تا 3 به داخل نفس بکشید.


بعد بازدم را به آرامی انجام دهید. باید صدای هیس ایجاد شود.


درهنگام این تمرین موارد زیر را مد نظر قرار دهید.


-         یادتان باشد که گلو و حنجره باید کاملاً راحت و آزاد باشد.


-         خروج هوا به صورت کنترل شده باشد.

-    تا جایی که می توانید خروج هوا با زمان طولانی تری انجام شود تا ماهیچه های قدرت و انعطاف بیشتری پیدا کنند.

2- هوا را با شدت  به طوری که صدای هوف بدهد از بینی خارج کنید.

30 بار این عمل را در هر بار تمرین تکرار کنید.اگر خواستید این تمرین را ادامه دهید سعی کنید که حتما استحراتی به خود بدهید.( بعد از 30 بار)

با این تمرین عملکرد دیافراگم برای شما مشخص می شود.

3- پاها را به اندازه عرض شانه باز کنید.از ناحیه ستون فقرات کمی به جلو خم شوید.با دست راست از سمت چپ و پایین به بالای سر و سمت راست در هوا یک دایره بزنید.

وقتی دست از پایین به بالا می رود عمل دم و زمانی که از بالا به راست و پایین می آید عمل باز دم را از بینی انجام دهید.

4- زانوها را خم کرده و انتهای ستون فقرات را به داخل و سپس قفسه سینه را به جلو و بالا ببرید.

با دست راست از قسمت بازو و زیر بغل که به طرف جلوی بدن می آید حرکت دایره ای انجام دهید ، وقتی از پایین به بالا و راست می رود عمل دم و هنگام بالا آمدن از بالا به پایین و چپ عمل بازدم انجام شود.

این عمل را برای چپ ( برعکس فوق ) هم انجام دهید
نظر یادتون نره

+ نوشته شده توسط امین در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 8:19 |
 جلسه اول

اگر بررسی تاریخ آواز را از گذشته‌های دور شروع نماییم، باید گفت « آواز » اولین وسیله‌ی صوتی است كه انسان به آن دسترسی پیدا كرده است. دو نظریه در مورد پیدایش موسیقی وجود دارد كه هر دو نظریه با «‌ صوت انسانی »‌ شروع می‌شود. یكی از این نظریه‌ها اعتقاد دارد كه انسان برای اولین بار وقتی یاد گرفت كسی را خبر كند و صدا بزند، از « صوت » استفاده كرده است ؛ و از صوتی استفاده كرده كه پستی و بلندی دارد. این نظریه را به نام « اعلام » و « خبر دادن » نام می‌برند. نظریه‌ی دوم معتقد است كه صوت از « فریادِ كار » و « كار كردن » به‌وجود آمده است. هر كاری برای خود ریتم خاصی دارد ؛ مثل شخم زدن ، بیل زدن و...

به هر حال نتیجه‌ای كه گرفته می‌شود این است كه اولین وسیله و سازی كه انسان با آن در تماس بوده و نیاز خود را به کمک آن بر طرف می‌كرده است « صوت انسانی » بوده است.




آواز در ایران :


در ایران، آوازخوان‌ها مشهورتر از نوازنده‌ها هستند و شنونده‌های بیشتری دارند ؛ برای اینكه نیاز انسانی بیشتری را تأمین می‌كنند، چرا كه آواز با شعر توأم است و شعر كمک می‌كند كه این نیاز بیشتر برآورده شود. در مورد تكامل آواز در ایران، باید گفت كه آواز بیش از هر چیز دیگری اهمیت داشته است و علت آن هم فقط در صوت و صدا نیست ؛ بلكه به این خاطر است كه « صوت » نزدیک‌ترین وسیله به طبیعت انسان است. هر كسی وقتی كه خیلی خسته می‌شود ؛ اولین كاری كه می‌كند « زمزمه » می‌كند، سوت می‌زند، راه كه می‌رود شروع به آواز خواندن می‌نماید. یعنی این نیازی كه ساز هم می‌تواند تأمین نماید، بوسیله‌ی صوت به راحتی قابل دسترسی است.


آواز ایران دارای دو نوع خصوصیت است، كه خصوصیت جغرافیایی می‌باشد:


۱.
آواز مناطق كوهستانی



۲.
آواز مناطق كویری

این دو نوع آواز، بطور كلی دو شیوه و دو مكتب را به‌وجود می‌آورند. در مناطق كوهستانی ــ به‌طور معمول ــ افراد از صدایی بسیار رسا و با بُردِ خیلی بیشتری برخوردار هستند. علت آن هم « طبیعت » است و مسأله‌ی اقلیمی به این خصوصیت خیلی كمک كرده است. اكثر خوانندگانی كه صدای خیلی بالایی دارند افرادی هستند كه از روستاهای مناطق سردسیر و كوهستانی می‌باشند.


در موسیقی منطقه‌ی كویری، اكثر صداها « افتاده » و « بم » می‌باشد ؛ مثل نغمه‌های دشتستانی و ...



در ایران، قدیمی‌ترین صفحاتی كه در اختیار داریم، مربوط به «‌ تعزیه‌خوانی » می‌شود كه در آن خوانندگانی با صدایی بالا آواز خوانده‌اند، كه می‌توانیم از آن به عنوان یک شیوه و مكتب صحبت نماییم. فردی هست به نام « حسین‌خان » كه تعزیه‌گردان بوده و با صدای بالایی می‌خوانده است. ما قدیمی‌ترین صوتی كه از آوازخوان‌ها در دست داریم، صدای « سید رحیم » می‌باشد. سید رحیم به‌طور غیرمستقیم، استاد و معلم « طاهرزاده » هم بوده است. چون آن‌گونه كه نقل كرده‌اند سید رحیم شاگرد آموزش نمی‌داد و اكثراً شاگردان، در مجالس و محافل از صدای او بهره می‌بردند. لذا طاهرزاده به همان شیوه‌ی سید رحیم ــ یعنی مكتب اصفهان ــ آواز می‌خوانده است و شیوه‌ی « سید رحیم » اصیل‌ترین شیوه‌ی آوازی ایران می‌باشد.



بعد از طاهرزاده، ادیب خوانساری و تاج اصفهانی نیز شیوه‌ی سید رحیم را دنبال نموده‌اند.


مشخصات آواز :

مشخصات آواز عبارتند از:



1-   • مد آواز (یعنی كشش آواز)



2-   • شعر و چگونه بیان كردن شعر



3-   • تلفیق شعر و موسیقی



4-   • تحریر و ادوات تحریر و تلفیق آن با موسیقی



5-   • انتخاب شعر (كه مربوط به « مناسب‌خوانی » می‌باشد)



6-   • « حال » (حالِِ درونی آواز)



تنها مكتبی كه هر شش خصوصیت ذكرشده را، به بهترین نحو، در خود دارد ؛ مكتب اصفهان می‌باشد. در مورد مكتب تهران هم باید گفت كه این مكتب برگرفته از مكتب اصفهان، تبریز و ... می‌باشد. هنگامی‌كه تهران تبدیل به پایتخت گردید، بسیاری از هنرمندان اهالی شهرستان‌ها ـــ به‌خاطر وجود امكانات و امنیت در پایتخت ــ به تهران مهاجرت نمودند. « انتخاب‌ گوشه‌ها » در مكتب تهران، حتی بهتر از مكتب اصفهان می‌باشد. اجرای «‌ تحریر » در این مكتب خوب است ؛ اما « ادوات تحریر » در آن ضعیف می‌باشد.



در تبریز، سنبُل آواز همان «‌حسین‌خان» تعزیه‌خوان بوده است و بعد از او با یک فاصله «‌اقبال‌السلطان» می‌باشد. در مكتب تهران مهم‌ترین مرجع آوازی، استاد «‌ دوامی » می‌باشد.



البته وقتی این تقسیمات صورت می‌گیرد نباید تصور شود كه این مكاتب كاملاً از همدیگر مستقل بوده‌اند ؛ بلكه همه‌ی این مكاتب بر روی هم تأثیر داشته‌اند و متعلق به یک فرهنگ به نام « فرهنگ ایران » می‌باشند.


بیان خواننده :


برخی لهجه‌های مختلف ایران، روی « بیان » خواننده‌ای كه با آن لهجه صحبت می‌كند تأثیر می‌گذارد و خواننده باید به این مسأله‌ی مهم توجه داشته باشد. « بیان شعر » در مكتب اصفهان به بهترین نحو رعایت می‌شود.


« بیان شعر » عبارت است از نحوه‌ی اجرای تحریر و نیز تكیه و تأكید بر روی كلمه‌ای خاص در یک مصرع یا یك بیت شعر، در حروفی مانند: اَ ، اِ ، ای ، اُ و...



استاد بنان، خواننده‌ای بود كه به‌نحو احسن شعر را بیان می‌كرد و هنگامی‌كه شعر حافظ را می‌خواند، شنونده احساس می‌كرد كه خود حافظ دارد آن شعر را بیان می‌كند و گویی این شعر دوباره آفریده شده است.


تحریر :

تحریر به معنای باز و بسته شدن حنجره بر روی حروف صدادار می‌باشد. برخی معتقدند كه در ایرانِ قدیم كه « گل و بلبل » به عنوان یک سمبل بوده است، مبنای تحریر در آواز هم از صدای بلبل گرفته شده است. شادروان « برومند » نیز سخنرانی مفصلی در این مورد، در دانشگاه آمریكا برای دانشجویان موسیقی آمریكا داشته است ؛ كه در آنجا صدای استاد « طاهرزاده »‌ را و « ادوات تحریر » را برده است، بعد صدای بلبل را پخش نموده و این دو را با هم جور كرده است. بلبل نوع تحریرش با قناری خیلی فرق می‌كند و تنوع تحریرهای بلبل بسیار بیشتر از قناری می‌باشد.



در مورد نحوه‌ی اجرای تحریر در آواز باید گفت، اگر خواننده‌ای تحریرهای بی‌مورد، در حین آواز خواندن بیاورد موجب خواهد شد كه شنونده اصلاً شعر را نشنود! و مفهوم اصلی شعر را دریافت ننماید. اما « ‌مكتب اصفهان » می‌گوید:



خواننده ابتدا مصرع اول شعر را بخواند، بعد تحریر بدهد تا این تحریر، مكمل مصرع گردد. در ضمن، تحریر بعد از مصرع اول نباید آن قدر بلند باشد كه شنونده را از مصرع دوم دور نماید. پس تحریر مصرع اول باید كوتاه باشد و بعد، تحریری كه پس از خواندن مصرع دوم می‌آید باید بلند باشد تا كل این جمله را كامل نماید.


تلفیق شعر و موسیقی:


خواننده باید بداند، فقط خواندن آواز و فراگیری گوشه‌ها كافی نمی‌باشد ؛ بلكه می‌بایست با ادبیات ایران، شعر ایران، مفهوم شعر، عروض فارسی، تاریخ شعر، خوب خواندن شعر و... یک آشنایی كامل و تخصصی داشته باشد. برای نوازنده، یک آشنایی حداقل با موارد فوق كافی می‌باشد ؛ اما خواننده، نیاز دارد كه در این زمینه به آشنایی كامل و آگاهی تخصصی دست پیدا نماید.

+ نوشته شده توسط امین در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 8:14 |

آسمونی

آسمونی آسمونی تو که پیشم نمی مونی
آسمونی آسمونی تو که پیشم نمی مونی

یه دفعه چشماتو وا کن چشمای منو نگاه کن
تاکه حرفمو بخونی آسمونی آسمونی

آسمونی نمی دونی چه ملامت ها کشیدم
شبا چشمامو می بستم تو رو پیش روم می دیدم

هر کجا که پا می ذاشتم تو رو پیش روم می دیدم

تو از آسمونی و من یه زمینی حقیرم
رقص پروازی تو دنیا اما من موجی اسیرم
آسمونی گربمونی زندگی ازسرمی گیرم
اگه دستامو بگیری می دونم که پر می گیرم

می رم اونجایی که رنگ هیچ زمینی را نبینم
اما رفتنم محاله چون خودم اهل زمینم

 

دوست دارم

زندگي بي تو برام حروم
به پات نشستم عمرم تمومه
يه عمريه که به پات نشستم
با قهرو نازت منو سوزوندي
آخر منو به دست غم سپردي
قلبمو با دست خود شكستم
دوست دارم دوست دارم
دوست دارم دوست دارم
عاشقم كردي قلبم شكستي
رفتي از پيشم عهدو شكستي
با ما زمونه نا مهربونه
دلم از دست تو در ياي خون
مثل يه قايقي رو آب مي مونه
اي خدا ز عشقش دل شد ديوونه
زندگي بي تو برام حرومه
به پات نشستم عمرم تمومه
یه عمریه به پات نشستم
با قهر و نازت منو سوزوندي
آخر منو به دست غم سپردي
حيف از اون عمري كه پاي تو نشستم
دوست دارم دوست دارم
دوست دارم دوست دارم

 

زندگی

جوونیمو آسون گرفتی زندگی زندگی
تو با قیمت جون گرفتی زندگی زندگی

شدم چون غباری به راهی نشسته
آه تویی خوب و محکم منم اسیر و خسته

به جای هر خنده سیل اشکم روونه کردی
منو کشتی و استقامتم رو بهونه کردی

ای کاش از اول جدا از تو بددم
آه هنگام زادن سوا از تو بودم

ناخونده دنیا چرا نصیب من شد
هم مونس روز بی شکیب من شد

کسی که نیاسوده منم ، به شادی نیالوده منم
همه(غم) بود و نابوده منم ، کمی ذات بیهوده منم

ای کاش از اول جدا از تو بددم
آه هنگام زادن سوا از تو بودم

 

فریبا

هنوز عشق فریبا تو قلبم خونه داره
ازاون قهرو اداهاش تو چشام خون می باره

من فریبا رو می خوام خدا خودش اینو می دونه
این دل دیوونه هرشب واسه اون آواز می خونه
تو فریبایی همچو گلهایی بس کن این رنج و عذابم
بی تو در دنیا مونده ام تنها بی ثمر همچون سرابم

اون ستاره ی شبم تویی تو
مونده اسمش رولبم تویی تو
اونکه واسش در تبم تویی تو

خونه ی دل همیشه انتظارت می کشه
اگه تو پیشش بیای دیگه تنها نمی شه
دیگه تنها نمی شه
وای
دیگه تنها نمی شه

الهی عشق پاکم دوباره غم نگیره
دیگه آسمون دل ابر ماتم نگیره

حالا

تو فریبای منی نوگل زیبای منی
اینو می دونی
امید و هستی منی
غرور و مستی منی آفت جونی

+ نوشته شده توسط امین در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 7:55 |

مسافر

مسافر خسته من بار سفر رو بسته بود

تو خلوط ایینه ها به انتظار نشسته بود

میخواست که از اینجا بره اما نمی دونست کجا

دلش پر از گلایه بود ولی نمی دونست چرا

ولی نمیدونست چرا

دفتر خاطراتشو رو طاقچه جا گزاشتو رفت

عکسای یادگاریشو برای ما گزاشتو رفت

برای ما گزاشتو رفت

دل که به جاده میسپرد کسی اونو صدا نکرد

نگاه عاشقونه ای برای اون دعا نکرد

حالا دیگه تو قربتش ستاره سر نمیزنه

تو لحظه ای بی کسیش پرنده پر نمیزنه

با کوله بار خستگی تو جاده ای خاطره

مسافر خسته من یه عمره که مسافره

یه عمره که مسافره

مسافر خسته من بار سفر رو بسته بود

تو خلوط ایینه ها به انتظار نشسته بود

میخواست که از اینجا بره اما نمی دونست کجا

دلش پر از گلایه بود ولی نمی دونست چرا

ولی نمیدونست چرا

دفتر خاطراتشو رو طاقچه جا گزاشتو رفت

عکسای یادگاریشو برای ما گزاشتو رفت

برای ما گزاشتو رفت

دل که به جاده میسپرد کسی اونو صدا نکرد

نگاه عاشقونه ای برای اون دعا نکرد

حالا دیگه تو قربتش ستاره سر نمیزنه

تو لحظه ای بی کسیش پرنده پر نمیزنه

با کوله بار خستگی تو جاده ای خاطره

مسافر خسته من یه عمره که مسافره

یه عمره که مسافره

 

آرزوها

ای غم انگیز ترین خوشحالی
من و عشق تو و دستی خالی
تویی اون کشمکش هر روزه
لحظه پر تپش هر روزه
من و یک جاده چشم به راه
جاده ای از شب تا خلوت ماه
آخرین حادثه جاده تویی
اتفاقی که نیفتاده تویی

کفشهایم که پر از خستگی ان
نقشی از نوعی دلبستگی ان
دست هایم که نیاز آلودن
همه ی عمر به سویت بودن
باز هم باش و فداکاری کن
آرزوهای مرا یاری کن
باز هم باش و فداکاری کن
آرزوهای مرا یاری کن

 

بی تابی

دل من سیاس ولی آبی رو خیلی دوست دارم
روزای روشن آفتابی رو خیلی دوست دارم
با هوای تو توی کوچه های دلواپسی
غروب مبهم سرخابی رو خیلی دوست دارم

باخیال تو اگه باشه خیالی ندارم
شب تا صبح گریه و بی خوابی رو خیلی دوست دارم
میدونم یه روز میای عمریه بی قرارتم
انتظار تو و بی تابی رو خیلی دوست دارم
دوست دارم طناب ماه رو بگیرم بالا برم
واسه این شبای مهتابی رو خیلی دوست دارم
دوست دارم طناب ماه رو بگیرم بالا برم
واسه این شبای مهتابی رو خیلی دوست دارم

 

حدیث مهربونی

اونكه پشت شيشه شبا سر میذاره
میدونه پنجره بین ما دیواره
از پشت شیشه ها با رنج بی زبونی
میخونه با اشاره حدیث مهربونی حدیث مهربونی

پشت این پنجره های بسته نامهربون
برام از خوبی و از شادی بخون
پشت این پنجره های بسته نامهربون
برام از خوبی و از شادی بخون

صدای گریه هامون،نوای هر شب ماست
تو این شب غریبه،صدای تو آشناست
تو این کویر غربت کسی به فکر ما نیست
به فکر آبی دور به فکر دریاها نیست

شب،نباید،تو دلم،خونه کنه
بگو آفتاب زلفاشو شونه کنه

 

روح سبز

تو که نیستی تا ببینی
گریه های هر شب من
بی حضور عاشق تو
چه عجیبه گریه کردن

تو که نیستی تا ببینی
دل آسمون شکسته
جاده تا صبح قیامت
منو این پاهای خسته

با عبور هر ستاره
روح سبز تو رو دیدم
زیر قطرهای بارون
صدای پاتوشنیدم

تو که نیستی تا ببینی
گریه های هر شب من
بی حضور عاشق تو
چه عجیبه گریه کردن

تو که نیستی تا ببینی
دل آسمون شکسته
جاده تا صبح قیامت
منو این پاهای خسته

با عبور هر ستاره
روح سبز تو رو دیدم
زیر قطرهای بارون
صدای پاتوشنیدم

 

مشق سکوت

مشق سکوتو خط بزن اینجا کسی غریبه نیست
نگو که باور نداری حرف دلت رو بنویس
دفتر کهنه دلت رنگ غمو دوست نداره
بهش نگو تو راه عشق هیچ کسی پا نمیذاره
از شب و تنهایی نگو خورشید مون جلوه گره
نگو نسیم سحری از کوچه مون نمیگذره
از شب و تنهایی نگو خورشیدمون جلوه گره
نگو نسیم سحری از کوچه مون نمیگذره

اسب تو زین کن و بیا تو شهر تنهایی نمون
خونه رو روشن میکنه حتی یه شمع نیمه جون
پرنده ها منتظرن قدم بذار تو آسمون
برای خاک باغچه مون ترانه ای تازه بخون
از شب و تنهایی نگو خورشیدمون جلوه گره
نگو نسیم سحری از کوچه مون نمیگذره
از شب و تنهایی نگو خورشیدمون جلوه گره
نگو نسیم سحری از کوچه مون نمیگذره

 

هزارو یک شب

هوای گریه دارم تو این شب بی پناه
دنبال تو میگردم دنبال یه تکیه گاه
دنبال اون دلی که تنهایی رو میشناسه
دستای عاشق من لبریز التماسه
هزار و یکشب من پر از صدای تو بود
گریه هر شب من فقط برای تو بود
هزار و یکشب من پر از صدای تو بود
گریه هر شب من فقط برای تو بود

سکوت شیشه ایم رو صدای تو میشکنه
تو آسمون عشقم شعر تو پر میزنه
با تو دل سیاهم به رنگ آسمونه
تو بغض من میشکنن شعرای عاشقونه
هزار و یکشب من پر از صدای تو بود
گریه هر شب من فقط برای تو بود
هزار و یکشب من پر از صدای تو بود
گریه هر شب من فقط برای تو بود

سکوت شیشه ایم رو صدای تو میشکنه
تو آسمون شعرم عشق تو پر میزنه
با تو دل سیاهم به رنگ آسمونه
تو بغض من میشکنن شعرای عاشقونه
هزارو یکشب من پر از صدای تو بود
گریه هر شب من فقط برای تو بود

 

پل عاطفه

کویر نشه دلای ما
مثل بارون شیم بباریم
دستای احساسمونو
تو دستای عشق بذاریم
صدای پای شب داره
تو کوچه پرسه می زنه
آفتاب باید طلوع کنه
خورشید باید نور بزنه
باید که آسمونمون
همیشه آبی بمونه
رو تن سبز لحظه ها
خاطره هامون بمونه
اگه هنوز فاصله ها
خط سیاهه بین ما
باید پل عاطفه شه
دست سپیدِ دل ما

کویر نشه دلای ما
مثل بارون شیم بباریم
دستای احساسمونو
تو دستای عشق بذاریم
صدای پای شب داره
تو کوچه پرسه می زنه
آفتاب باید طلوع کنه
خورشید باید نور بزنه


باید که آسمونمون
همیشه آبی بمونه
رو تن سبز لحظه ها
خاطره هامون بمونه
اگه هنوز فاصله ها
خط سیاهه بین ما
باید پل عاطفه شه
دست سپیدِ دل ما
باید که آسمونمون
همیشه آبی بمونه
رو تن سبز لحظه ها
خاطره هامون بمونه
اگه هنوز فاصله ها
خط سیاهه بین ما
باید پل عاطفه شه
دست سپیدِ دل ما

 

گل یاس

يه روز يه باغبونی ، يه مرد آسمونی
نهالی كاشت ميون باغچه مهربونی
می ‌گفت سفر كه رفتم يه روز و روزگاری
اين بوته ياس من می مونه يادگاری

هر روز غروب عطر ياس تو كوچه‌ها می‌پيچيد
ميون كوچه باغا ، بوی خدا می ‌پيچيد
هر روز غروب عطر ياس تو كوچه‌ها می‌پيچيد
ميون كوچه باغا ، بوی خدا می ‌پيچيد

اونايی كه نداشتن از خوبیا نشونه
ديدن كه خوبی ياس ، باعث زشتيشونه
عابرای بی‌احساس پا گذاشتن روی ياس
ساقه‌هاشو شكستن آدمای ناسپاس

یاس جوون بگمون ، تكيه زدش به ديوار
خواست بزنه جوونه ، اما سر اومد بهار
يه باغبون ديگه شبونه ياس رو برداشت
پنهون ز نامحرما تو باغ ديگه‌ای كاشت

هزار ساله كوچه‌ها پر ميشه از عطر ياس
اما مكان اون گل مونده هنوز ناشناس
هزار ساله كوچه‌ها پر ميشه از عطر ياس
اما مكان اون گل مونده هنوز ناشناس

 

 

+ نوشته شده توسط امین در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 7:51 |

کنسرت های شادمهر در آمریکا 

 Washington.D.C--Warner Theatre--17 Nov 2006

{ قسمت اول مسافر }

http://m.shadmehr.us/c06/W-dc1--www.Shadmehr.us.wmv

{ قسمت دوم علامت سوال-آسمونی-عمرا }

http://m.shadmehr.us/c06/W-dc2--www.Shadmehr.us.wmv 


LosAngeles--Kodak Theatre--22 Nov 2006


{ قسمت اول دموی کنسرت }

http://shadmehr.us/c2/SH--KT--D.zip

{ قسمت دوم عکسهای کنسرت }

http://shadmehr.us/d1/KodakTheater%5BPhotos-P1%5D.zip

{ قسمت سوم عکسهای کنسرت }

http://shadmehr.us/d1/KodakTheater%5BPhotos-P2%5D.zip

{ قسمت چهارم پاپ کرن }

http://shadmehr.us/d1/PopCorn--KT2006.zip

{ قسمت پنجم خیالی نیست }

http://shadmehr.us/d1/KhialiNist.zip 


SanFrancisco--24 March 2007

{ قسمت اول مسافر-محال }

http://m.shadmehr.us/c07/SF1.wmv

{ قسمت دوم جان مریم } 

http://m.shadmehr.us/c07/SF2.wmv

{ قسمت سوم پاییز }

http://m.shadmehr.us/c07/SF3.wmv 


Atlanta Symphony Hall--7 Apr 2007

{ قسمت اول خیالی نیست }

http://m.shadmehr.us/c07/Atlanta-Part1.wmv

{ قسمت دوم ژینا }

http://m.shadmehr.us/c07/Atlanta-Part2.wmv 


Dallas TX--28 Apr 2007

{ قسمت اول علامت سوال-مسافر }

http://m.shadmehr.us/c07/Dallas-TX.wmv 


New York--Queens College--28 July 2007

{ قسمت اول }

http://shadmehr.us/m2/Concert--NY--www.Shadmehr.us.rmvb

+ نوشته شده توسط امین در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 10:28 |

در ویدیوی بغض جایگاه ها عوض شده و چون شعر حال و هوای خود خواننده (اول شخص) رو مطرح میکرد/شادمهر به عنوان راوی (مثل ویدیوی رسیدی) حضور نداشت و به بازی پرداخت که انصافا حالت صورت شادمهر به هنگام خواندن / تمام حس آهنگ رو انتقال می داد و بازی فوق العادش به کارگردان این جرات رو نمیداد که از کس دیگه ای در این نقش استفاده کنه.

در این ویدیو به خاطر نوع شعرش جای شادمهر با بازیگران ویدیوی رسیدی عوض شده بود و اینبار اینگونه حس میشد که شادمهر میخواهد به هدفی که مد نظر دارد برسد( این هدف میتونه هر چیزی باشه/ عشق/ موفقیت/و...) ولی اینبار زنجیرهایی که در ویدیوی رسیدی به دست و پای بازیگران بسته شده بود جای خودش رو به صندلی داده بود که به صندلی شکنجه ی اتاقهای بازپرسی در خارج از کشور شباهت داشت. و بسته شدن شادمهر به این صندلی اجازه ی حرکت و رسیدن به گوی بزرگ ( که عینا در ویدیوی رسیدی بود و نمادی از همان اهداف بود) به شادمهر نیمداد. علاوه بر این عامل بازدارنده ای نیز در ویدیو حضور داشت مثل اون مردی که بوکسور بود و مدام با مشت زدن به صورت شادمهر سعی داشت با شکنجه دادنش او رو از رسیدن به هدفش باز داره و این دقیقا همان چیزیست که در خیلی از جوامع به واسطه ی محدودیتهاشون دیده میشد و در واقع اون مرد بوکسور نمادی از این محدودیتها و جلوگیری ها بود. حتی در چندین صحنه تلاش بیش از حد شادمهر به صورت ضربه هایی به صورت آن مرد دیده میشد( اما قدرت آن مرد میچربید).

در مورد زنی که جلوی شادمهر قرار داشت ( و انتقادات بیشتر به خاطر این مسئله بود) باید عرض کنم که اون زن نقش عوامل تحریک کننده برای رسیدن به اون هدف رو باری میکرد( نه تحریک جنسی) بلکه مدام شادمهر رو به تلاش بیشتر برای رسیدن به آن هدف تحریک میکرد. در واقع این زن در خیال شادمهر حضور داشت نه در مقابلش و برای اثبات این حرف به صحنه ی اول ویدیو دقت کنید که وقتی صورت زن به صورت شادمهر نزدیک میشد هیچ حرکتی از شادمهر نمیدیدیم انگار که در نزدیکی او هیچ چیز حضور ندارد. به هر حال با زیرکی کارگردان این گونه به بیننده القا میشد که حتی این عوامل تحریک کننده از سوی همان عده ای سازماندهی میشوند که عوامل بازدارنده رو در اختیار دارند. تا هم شادمهر(مردم) رو به تکاپو بیندازند هم خود جلویشان را بگیرند تا این سردرگمی میان به دست آوردن یا رها کردن هدف یک نتیجه داشته باشه و اون صحنه هاییست که شما یک سگ را در کنار شادمهر در ویدیو میبینید.

همان صحنه ای که شادمهر در کنار سگ مشغول گیتار زدن است ( و خیلی از طرفداران را ناراحت کرده) صحنه ی اصلی و نتیجه گیری ویدیوست. اگر دقت کنید تنها در موقعی که این سگ در کنار شادمهر قرار داده شده / دست و پای شادمهر رو باز کرده بودند و حتی به او اجازه ی بروز استعداد(نواختن گیتار) داده بودند. چراکه به خاطر ترس شادمهر (مردم) از این عامل بازدارنده ی خطرناک (سگ) / با اینکه آزاد هستند اما از چهار چوبی که برایشان مشخص کرده اند فراتر نخواهد رفت و در واقع به هدف اصلی نمیرسد هر چند که آزادی نسبی دارد. دقیقا کاری که میخواستند با شادمهر در ایران بکنند اما او نپذیرفت و رفتن را ترجیح داد. در واقع ترس و وحشت و به نوعی دیوانگی که در اثر همان سردرگمی میان رسیدن به هدف و یا رها کردن آن برای شادمهر به وجود آمده در آن صصحنه در چهره ی شادمهر موج میزند.و این شاید مسئله ای است که برای خیلی از انسانها در جوامع عقب افتاده و محدود به وجود آمده است. در آن صحنه ای که به سگ نان داده میشود در واقع جیره خواری این عوامل بازدارنده از عوامل مدیریت آن اجتماع است. که اجازه ندهند انسانهای با استعداد به اهدافی که ممکن است مقعیت آنان را به خطر اندازد برسند.

در مورد نام بغض که اشاره شد هیچ ربطی به شعر ندارد : اولا این مسئله مربوط به شاعر کار است که این اسم رو برای شعرش انتخاب کرده . ثانیا نام بغض نشانگر وضعیتیست که این نوع انسانها باهاش درگیر هستند و در واقع شعر سرچشمه گرفته از بیان حال و هوای این افراد که دچار بغضی سنگین در سینه هستند. اما شادمهر با گفتن بازم میخوامت در واقع ناامید نشدن از رسیدن به هدف رو نوید میده و باز هم رسیدن به هدفش رو میخواد...

در مورد اون دختر باید خدمتتون عرض کنم بیشتر ٬ مواقعی صورت دختر کاملا به صورت شادمهر نزدیک میشه که کلمه ای رو میخواد بگه و یا آوایی رو زمزمه کنه. و این بهترین تصویریست که یک کارگردان میتونه از الهامات و توهمات ذهنی ایجاد کنه. همانطور که گفتم این دختر در خیال شادمهر حضور داره نه در واقعیت. اما به دلیل اینکه ما ایرانیها به همچین صحنه هایی عادت نداریم اینگونه نزدیکیها رو تحریکات جنسی میدونیم. ولی در نمونه های فیلمهای هالیوودی از این نوع حرکات بیشتر برای القای توهمات ذهنی استفاده میشه به خصوص در فیلمهای ترسناک و یا تعلیق.

به هرحال به نظر من تحریکات جنسی نمیتونسته جایی در این ویدیو داشته باشه چراکه هیچ ربطی به مضمون شعر نداره و شعر عمیق تر از این حرفاست. در ضمن برای القای تحریکات جنسی صحنه هایی به مراتب صریح تر و مناسب تر میشد ایجاد بشه که در نمونه کارهای دیگه ی الک کارتیو دیده بودیم. مثل ویدیوی چشمات که برای آیدین ساخته بود.

شات آخری که از شادمهر گرفته شده در واقع پایانیست بر رویا و یا کابوس وحشتناک و تلخی که بر شادمهر گذشت و همه ی ما به همراه شادمهر شاهدش بودیم. نتیجه ی پایانی این کابوس بغضیست که در چهره ی شادمهر به وجود آمده در واقع اشاره ی زیرکانه ای نیز به نام ویدیو و ترانه داره. این بغض که چهره ی معصومی برای شادمهر در آخرین صحنه ی ویدیو به وجود آورده مهر تاییدی است بر این مسئله که چهره ی خشن شادمهر در طول ویدیو تنها به خاطر شرایط سخت حاکم بر زندگیش در راه رسیدن به هدفشه و در واقع این بغض نقطه ی پایان همه ی حوادث یا موقعیتهای دراماتیک هست. فکر میکنم با اینکه بسیار کوتاه هستش ولی اثری به اندازه کل زمان ویدیو درش نهفتست و بیننده رو حتی تا مدتها بعد از اتمام ویدیو درگیر خودش میکنه و به فکر فرو میبره....

 

 

+ نوشته شده توسط امین در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 10:12 |

1- تركه وزير مخابرات ميشه بعد از يه هفته مخابرات ورشكسته ميشه! از طرف دولت هيئتِ تحقيق تشكيل‌ميدن، مي‌بينن براي رفاه حال جامعه ورداشته همه گوشي‌هاي ‌تلفناي همگاني رو بيسيم كرده!

2- تركه ساندويچ‌فروشي داشته، ‌يك روز يك بابايي مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!

3- به تركه ميگن چند تا بچه داري؟ ميگه 2 تا . مي‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش!‌

4- تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!

5- تركه دوتا دزد مي‌گيره، زنگ مي‌زنه به 220! 

6- از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه:‌ كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون! 

7- اردبيل زلزله مياد،‌ تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!

8- تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده! 

9- به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد! 

10- به يك تركه ميگن: 2*2 چند مي‌شه؟ ميگه: 5 تا! مي‌گن: برو بابا، 4 تا ميشه! ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم!

11- تركه فيلم جيمز باند ميبينه خيلي خوشش مياد. يكي ازش ميپرسه اسمت چيه ميگه: فَر...گضن فر!

12- تركه و تهرونيه دعواشون ميشه، ميبرنشون كلانتري. افسرنگهبان از تهرونيه ميپرسه: اسمت چيه؟ يارو با بيخيالي ميگه: فِري... افسره حسابي چپ و راستش ميكنه، ميگه: بي پدر فكر كردي اينجا خونه خالست خودموني شدي؟ گفتم اسمت چيه؟ تهرونيه كه حساب دستش اومده بوده ميگه: فريدون قربان! افسره برمي‌گرده به تركه ميگه اسم توچيه؟! تركه اسمش قلي بوده، يكم فكر ميكنه بعد با ترس جواب ميده: قوليدون!

13- تو جزيره آدم‌خورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا ‌بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مردك هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نمي‌گه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:‌شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،‌اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزي نمي‌گه و پول و ميده و ساندويچش رو مي‌خوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو مي‌كوبه رو ميز داد ميزنه: اين چه مسخره بازيه دراوردي؟! ساندوچيه ميگه:‌آخه عزيز من،‌اين يكي مغز تركه،‌ بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!

14- تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره! 

12- يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه! 

16- تركه پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره!

17- تركه ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه!

18- تركه ميخواسته بره هر چي راهزنه اطراف تبريزه  دهنشون رو سرويس كنه. ملت هم ميان هر كي يه چيزي براش ميارن، يكي شمشير مياره يكي خنجر مياره و حسابي مسلحش ميكنن. خلاصه تركه راه ميفته و بعد از يك هفته خونين و مالين برمي‌گرده. مردم دورش جمع ميشن، مي‌پرسند: چي شد؟ چي كار كردي؟ تركه پاميشه يا حال زار ميگه: بابا يه دستم شمشير بود يه دستم خنجر، با دندونام مي‌جنگيدم؟!

19- تركه به دوستش ميگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشين ببين چراغ راهنما ماشين كار ميكنه يا نه. اصغر ميره عقب ماشين، ميگه: كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه، كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه...!

+ نوشته شده توسط امین در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 8:24 |

1- تركه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع مي‌كنه دويدن طرف تماشاچيا. تركه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: ‌بابا خجالت بكش! اين فيلمه. تركه ميگه: زن! من و تو مي‌دونيم فيلمه، گاوه كه نمي‌دونه!

2- تركه مي‌خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!

3- تركه ميره آمريكا پيش رفيقش. از قضا همون موقع كنسرت ابي بوده، رفيقش ميگه پاشو بريم يك حالي بكنيم. جلو در سالن، يك بابايي واستاده‌ بوده سي‌دي‌ مي‌فروخته، ‌هي داد مي‌‌زده: ‌سي‌دي ابي، سي‌دي‌ ابي. تركه يك نگاهي به يارو مي‌كنه، به رفيقش ميگه: ببين توروخدا مردم چه خنگن! اين يارو اين همه سال تو آمريكا بوده،‌ هنوز اِي بي سي دي رو ياد نگرفته!

4- تركه ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!

5- دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن:‌ تورو خدا يكم اين بچه‌هاي مارو نصيحت كنيد،‌ پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: ‌باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميده، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ‌مي‌دوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نمي‌ده، همين جور در و ديوار ر و نگاه مي‌كنه. باز يارو مي‌پرسه: پسرجان، مي‌دوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو مي‌پرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟! پسره مي‌زنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش مي‌بنده. داداش بزرگه ازش مي‌پرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر مي‌كنن ما برش داشتيم! 

 

6- تركه هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا تركه زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره و مي‌پرسه چيكار داري؟ تركه حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟! 

7- تركه ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: پس قربون دستت، ‌بگذار يك حالي بكنيم!

8- وسط اردبيل يه چاهي بوده، ‌هي ملت مي‌افتادن توش،‌زخم و زيلي مي‌شدن. ميان تو شهرداري يك جلسه برگذار مي‌كنن كه واسه اين مشكل يك راه حلي پيدا كنن. يكي از مهندسا پا ميشه ميگه: يافتم! ما يك آمبولانس مي‌گذاريم بغل اين چاه، ‌هركي افتاد توش رو سريع ببره بيمارستان. ملت همه هورا مي‌كشن..آفرين! ايول! دمت گرم!‌ يك مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق كه همتون نفهميد!‌ آخه اينم شد راه حل؟! ملت ميگن، خوب تو ميگي چي‌كار كنيم؟ يارو ميگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بيمارستان، كه بدبخت جون داده. ما بايد يك بيمارستان كنار اين چاه بسازيم، كه همه بهش سريع دسترسي داشته باشن! ملت ديگه خيلي حال مي‌كنن، كف مي‌زنن سوت مي‌كشن، كه ايول بابا تو چه مخي داري!‌ يهو يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق هرچي بهمون ميگن خر، حقمونه! آخه اين شد راه حل؟! اين همه خرج كنيم يك بيمارستان بسازيم كنار چاه كه چي بشه؟ مردم تعجب مي‌كنن،‌ميگن: خوب تو ميگي چيكار كنيم؟ يارو ميگه: بابا اين كه واضحه، ما اين چاهو پر مي‌كنيم، ميريم نزديك يك بيمارستان يك چاه مي‌زنيم!

9- تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!

10- تركه مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان مياد!

11- عربه ميره داروخونه ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه: ‌نه. دوباره فردا مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! باز يارو ميگه: نه برادر، ‌اينجا داروخونس، ميخ فروشي كه نيست! هي چند روز اين اتفاق ميفته، يارو با خودش ميگه:‌ بگذار برم هزار تا ميخ بخرم‌،‌ يه سود حسابي بكنم. فرداش دوباره عربه مياد ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه:‌ آره، 3 تا كارتون ميخ مي‌گذاره جلو عربه... عربه يك نگاه مي‌كنه ميگه::‌اََاَ....ه! ولك توچقدر ميخ داري!

+ نوشته شده توسط امین در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 8:16 |

پخش ۲ موزیک ویدئو جدید به نام سبب و رسیدی و واقعا محشر از شادمهر و مصاحبه زنده شادمهر با شبکه پن که خیلی زیبا سال ۸۶ رو شروع کردیم

موزیک ویدئو رسیدی که  بیشتر به سبک  راک بود و شادمهر باز هم در نواختن گیتار الکترونیک هنر خود رو نشون داد

موزیک ویدئو سبب هم خیلی حرفه ای و زیبا ساخته شده و مطابق با استانداردهای جهانی هستش و شادمهر در این آهنگ سعی کرده به سبک آهنگ های قدیمش بخواند

"" دانلود آهنگ ها ""

سبب

کیفیت بالا

[Download Music | Shadmehr | Sabab| 128kb ]

.........

رسیدی

کیفیت بالا

[Download Music | Shadmehr | Residi | 128kb ]

کیفیت پایین

[Download Music | Shadmehr | Residi | 32kb ]

.................................................................................

"" دانلود موزیک ویدئوها با کیفیت بالا ""

سبب

[Download Music Video | Sabab | Size: 12.8 MB ]

.......................

رسیدی

[Download Music Video | Residi | Size: 10 MB ]

 

 

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 15:13 |

ویدئو کنسرت آدم فروش در لس آنجلس که با کیفیت بالا خواسته بودید رو آپلود كردم كه ميتونيد از لينك زير دانلود كنيد

[Download Video Concert | Adam Foroush | LosAngeles | HQ |Size: 9.02 MB ]

 

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 15:10 |

  ویدئو هایی از کنسرت سانفرانسیسکو که میتونید از لینک زیر دریافت نمایید

[Download Video Concert | San Francisco | Part 1 | Size: 6.94 MB ]

[Download Video Concert | San Francisco | Part 2 | Size: 8.15 MB ]

  [Download Video Concert | San Francisco | Part 3 | Size: 9.47MB  ]

  دانلود ویدئو کنسرت کنسرت آتلانتا

"خیالی نیست"

[Download Video Concert | Atlanta| Part 1 | Size: 10.86 MB ]

 

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 15:4 |

حتما در جریان هستید که شادمهر چند سال قبل توسط یکی از سایتها در کنفرانس اینترنتی شرکت کرد و صحبتی با هوادارانش داشت که من بنا به درخواست یکی از دوستان این مصاحبه اینترنتی رو برای دانلود میگذارم

قسمت اول    قسمت دوم   قسمت سوم

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 15:2 |

بخش فارسی رادیو بی بی سی چند روز پیش مصاحبه یی رو با شادمهر ترتیب داده به اضافه ی سری عکس هایی از کنسرت اخیر شادمهر در تورنتو که در لینک های زیر از نظرتون می گذره .

[ مصاحبه را بخوانید
 قسمتی از اجرای ترانه ی یاس
 گالری عکس های کنسرت تورنتو  1 | 2 | 3 | 4 | 5 ]

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 14:59 |

جک و شعر

پرگاره مست میکنه، مستطیل میکشه !!

-----------------------------------------------------------------------------------
 
به لره میگن: با بید جمله بساز. میگه: در خانه ما یک بید بید! میگن: اون بید نیست بوده.

میگه: آهان باشه، در خانه ما یک بود بید!!!
 
----------------------------------------------------------------------------------

لره داشته تو لس‌آنجلس قدم میزده، یهو داریوش رو میبینه، بدو بدو میره جلو،

میگه: سلام آقا داریوش! داریوش میگه: سلام هموطن!
 
لره کف میکنه، میگه: اووو ! عجب کیفیتی!
 
---------------------------------------------------------------------------------
 
لره دوزاری سیاه پیادا میکنه، میره تلفن عمومی گوشی رو برمیداره

میگه: الو آفریقا !!!

 

 

خیال تو به سر سپردن اگر هست گناه ، با خبر باش که من غرق گناهم


هر وقت تنها شادی ستاره ها رو بشمار ، اگر کم اومد قطره های برون رو بشمار ، اگر قطع شد به علاقه من نسبت به خودت فکر کن که هیچ وفت تموم نمی شه

چیه تا اس ام اس میاد می پری رو گوشی ؟؟ هیچ خبری نیست ، سر کاری بود !!

دو تا جوجه عاشق هم می شن و به هم قول ازدواج می دن . وقتی بزرگ می شن می بینن که جفتشون خروسن . نتیجه : تا وقتی جوجه ای عاشق نشو ...

اگه همه زنبورای دنیا نیشت بزنن تقصیر خودته . چون خیلی گلی ...

اگر من و تو دو تا برگ پاییزی بودیم من زودتر از تو خشک می شدم و میوفتادم تا وقتی تو خواستی بیوفتی ، بیوفتی تو بغل من

اولین چیزی که بهش دل بستم نو بودی ، بی تو آروم و قرار نداشتم و گریه می کردم و تو رو می خواستم ، می دونستم تو نباشی نمی خوابم . دوستت دارم پستونک !!!

اسمت رو روی کوه نوشتم ریزش کرد ، روی آب نوشتم بخار شد ، روی کاغذ نوشتم پاره شد ، روی قلبم نوشتم سکته کرد . برو بابا جمع کن خودتو با این اسمت ....

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 12:41 |

جک و SMS

ترکه داشته با اخم پولکي مي خورده بهش ميگن چته؟ ميکه ما هر چي ميگيم شماها ميگين تر کها خرن ولي به خدا اين چيپسها شيرينن

يه نفر دنبال جاي پارک مي گشت، هرچي بيشتر مي گرده کمتر پيدا مي کنه، بالاخره به خدا مي گه خدايا! اگر جاي پارک پيدا کردم قول مي دم نماز بخوانم، قول مي دم روزه بگيرم... همين طور داشت قول مي داد که يک دفعه يک جاي پارک پيدا مي کنه، مي گه: خدا جان! خيلي ممنون! شما لازم نيست زحمت بکشي، من خودم پيدا کردم.( واقعا ما همه مون همینطوری هستیم)

یه ترکه مياد تهران ، ميبينه همه آستين کوتاه پوشيدن . ميگه ، پس اينا دماغشونو با چي پاک ميکنن !


خری گم کرده هم با بار کاشی……………….اس ام اس میزنم شاید تو باشی


شعار تنظیم خانواده در رشت : مامان یه بابا بسه!!!!!!!!!!!!!!!
 به پیرزنه میگن چرا همه دندون هاتو کشیدی فقط یکیشو گذاشتی؟ میگه: ننه میخوام با همون یه دونه چادرمو بگیرم

لره می خواد بمیره بچه هاشو جمع می کنه یه چوب بهشون می ده می شکنن ، یه دسته چوب می ده می شکنن ،
یه تیرآهن 14 میده میشکنن، یه تیر آهن 18 میده میشکنن. عصبانی می شه میگه:کره خرها لر بازی در نیارین می خوام وصیت کنم


ترکه رو مي خواستند اعدام کنند ازش مي پرسند اقا اخره عمرته حرفي چيزي نداري؟ ميگه نه شروع مي کنند طرف مي برنش بالا مي بندنش به جرثقيل. وقتی میره بالا شروع میکنه به دست و پا زدن ...میارنش پایین ، میگن تو که گفتی درخواستی نداری؟ میگه: نه کاری که ندارم فقط میخواستم بگم محسن خونتون از اینجا معلومه!!!


اصفهاني چايي مياره براي مهموناش ولي قند نمي ياره مي گه به قند بالاي يخچال نگاه کنيد و چاي بخوريد يه بچه اي ميرد تو بهر قنده اصفهانيه ميزنه پشت کله پسره مي گه: من گفتم چاي با قند بخور نه چاي شيرين!


 اگه گفتین تو محل کی به همه محرمه؟؟؟ خوب معلومه لبنیاتی سر کوچه چرا؟؟ چون به همه محل شیر میده
+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 12:13 |
در ویدیوی بغض جایگاه ها عوض شده و چون شعر حال و هوای خود خواننده (اول شخص) رو مطرح میکرد/شادمهر به عنوان راوی (مثل ویدیوی رسیدی) حضور نداشت و به بازی پرداخت که انصافا حالت صورت شادمهر به هنگام خواندن / تمام حس آهنگ رو انتقال می داد و بازی فوق العادش به کارگردان این جرات رو نمیداد که از کس دیگه ای در این نقش استفاده کنه.

در این ویدیو به خاطر نوع شعرش جای شادمهر با بازیگران ویدیوی رسیدی عوض شده بود و اینبار اینگونه حس میشد که شادمهر میخواهد به هدفی که مد نظر دارد برسد( این هدف میتونه هر چیزی باشه/ عشق/ موفقیت/و...) ولی اینبار زنجیرهایی که در ویدیوی رسیدی به دست و پای بازیگران بسته شده بود جای خودش رو به صندلی داده بود که به صندلی شکنجه ی اتاقهای بازپرسی در خارج از کشور شباهت داشت. و بسته شدن شادمهر به این صندلی اجازه ی حرکت و رسیدن به گوی بزرگ ( که عینا در ویدیوی رسیدی بود و نمادی از همان اهداف بود) به شادمهر نیمداد. علاوه بر این عامل بازدارنده ای نیز در ویدیو حضور داشت مثل اون مردی که بوکسور بود و مدام با مشت زدن به صورت شادمهر سعی داشت با شکنجه دادنش او رو از رسیدن به هدفش باز داره و این دقیقا همان چیزیست که در خیلی از جوامع به واسطه ی محدودیتهاشون دیده میشد و در واقع اون مرد بوکسور نمادی از این محدودیتها و جلوگیری ها بود. حتی در چندین صحنه تلاش بیش از حد شادمهر به صورت ضربه هایی به صورت آن مرد دیده میشد( اما قدرت آن مرد میچربید).

در مورد زنی که جلوی شادمهر قرار داشت ( و انتقادات بیشتر به خاطر این مسئله بود) باید عرض کنم که اون زن نقش عوامل تحریک کننده برای رسیدن به اون هدف رو باری میکرد( نه تحریک جنسی) بلکه مدام شادمهر رو به تلاش بیشتر برای رسیدن به آن هدف تحریک میکرد. در واقع این زن در خیال شادمهر حضور داشت نه در مقابلش و برای اثبات این حرف به صحنه ی اول ویدیو دقت کنید که وقتی صورت زن به صورت شادمهر نزدیک میشد هیچ حرکتی از شادمهر نمیدیدیم انگار که در نزدیکی او هیچ چیز حضور ندارد. به هر حال با زیرکی کارگردان این گونه به بیننده القا میشد که حتی این عوامل تحریک کننده از سوی همان عده ای سازماندهی میشوند که عوامل بازدارنده رو در اختیار دارند. تا هم شادمهر(مردم) رو به تکاپو بیندازند هم خود جلویشان را بگیرند تا این سردرگمی میان به دست آوردن یا رها کردن هدف یک نتیجه داشته باشه و اون صحنه هاییست که شما یک سگ را در کنار شادمهر در ویدیو میبینید.

همان صحنه ای که شادمهر در کنار سگ مشغول گیتار زدن است ( و خیلی از طرفداران را ناراحت کرده) صحنه ی اصلی و نتیجه گیری ویدیوست. اگر دقت کنید تنها در موقعی که این سگ در کنار شادمهر قرار داده شده / دست و پای شادمهر رو باز کرده بودند و حتی به او اجازه ی بروز استعداد(نواختن گیتار) داده بودند. چراکه به خاطر ترس شادمهر (مردم) از این عامل بازدارنده ی خطرناک (سگ) / با اینکه آزاد هستند اما از چهار چوبی که برایشان مشخص کرده اند فراتر نخواهد رفت و در واقع به هدف اصلی نمیرسد هر چند که آزادی نسبی دارد. دقیقا کاری که میخواستند با شادمهر در ایران بکنند اما او نپذیرفت و رفتن را ترجیح داد. در واقع ترس و وحشت و به نوعی دیوانگی که در اثر همان سردرگمی میان رسیدن به هدف و یا رها کردن آن برای شادمهر به وجود آمده در آن صصحنه در چهره ی شادمهر موج میزند.و این شاید مسئله ای است که برای خیلی از انسانها در جوامع عقب افتاده و محدود به وجود آمده است. در آن صحنه ای که به سگ نان داده میشود در واقع جیره خواری این عوامل بازدارنده از عوامل مدیریت آن اجتماع است. که اجازه ندهند انسانهای با استعداد به اهدافی که ممکن است مقعیت آنان را به خطر اندازد برسند.

در مورد نام بغض که اشاره شد هیچ ربطی به شعر ندارد : اولا این مسئله مربوط به شاعر کار است که این اسم رو برای شعرش انتخاب کرده . ثانیا نام بغض نشانگر وضعیتیست که این نوع انسانها باهاش درگیر هستند و در واقع شعر سرچشمه گرفته از بیان حال و هوای این افراد که دچار بغضی سنگین در سینه هستند. اما شادمهر با گفتن بازم میخوامت در واقع ناامید نشدن از رسیدن به هدف رو نوید میده و باز هم رسیدن به هدفش رو میخواد...

در مورد اون دختر باید خدمتتون عرض کنم بیشتر ٬ مواقعی صورت دختر کاملا به صورت شادمهر نزدیک میشه که کلمه ای رو میخواد بگه و یا آوایی رو زمزمه کنه. و این بهترین تصویریست که یک کارگردان میتونه از الهامات و توهمات ذهنی ایجاد کنه. همانطور که گفتم این دختر در خیال شادمهر حضور داره نه در واقعیت. اما به دلیل اینکه ما ایرانیها به همچین صحنه هایی عادت نداریم اینگونه نزدیکیها رو تحریکات جنسی میدونیم. ولی در نمونه های فیلمهای هالیوودی از این نوع حرکات بیشتر برای القای توهمات ذهنی استفاده میشه به خصوص در فیلمهای ترسناک و یا تعلیق.

به هرحال به نظر من تحریکات جنسی نمیتونسته جایی در این ویدیو داشته باشه چراکه هیچ ربطی به مضمون شعر نداره و شعر عمیق تر از این حرفاست. در ضمن برای القای تحریکات جنسی صحنه هایی به مراتب صریح تر و مناسب تر میشد ایجاد بشه که در نمونه کارهای دیگه ی الک کارتیو دیده بودیم. مثل ویدیوی چشمات که برای آیدین ساخته بود.

شات آخری که از شادمهر گرفته شده در واقع پایانیست بر رویا و یا کابوس وحشتناک و تلخی که بر شادمهر گذشت و همه ی ما به همراه شادمهر شاهدش بودیم. نتیجه ی پایانی این کابوس بغضیست که در چهره ی شادمهر به وجود آمده در واقع اشاره ی زیرکانه ای نیز به نام ویدیو و ترانه داره. این بغض که چهره ی معصومی برای شادمهر در آخرین صحنه ی ویدیو به وجود آورده مهر تاییدی است بر این مسئله که چهره ی خشن شادمهر در طول ویدیو تنها به خاطر شرایط سخت حاکم بر زندگیش در راه رسیدن به هدفشه و در واقع این بغض نقطه ی پایان همه ی حوادث یا موقعیتهای دراماتیک هست. فکر میکنم با اینکه بسیار کوتاه هستش ولی اثری به اندازه کل زمان ویدیو درش نهفتست و بیننده رو حتی تا مدتها بعد از اتمام ویدیو درگیر خودش میکنه و به فکر فرو میبره....

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 8:22 |
ويديو ي سبب از بهترين و حرفه اي ترين ويديو هاي شادمهر هست!
در اين ويديو در واقع شادمهر از زبان شخصيت اصلي ؛ كه همان دختريست كه دست به
خود كشي ميزنه صحبت ميكنه( ميخونه )!
دختري كه در ويديو دست به خودكشي ميزنه در واقع عاشق پسريست كه عكسش را در دست دارد. اما در شرايطي اسير حال و هواي نفساني خود شده و به او خيانت كرده !
در واقع وقتي در حين خيانت كردن موبايل دختر زنگ ميخورد و دختر با ديدن شماره ي معشوق خود ان را جواب نميدهد ؛ شرم را كاملا در چهره اش احساس ميكنيم اما به خاطر لذت فراوان اهميتي نميدهد! در واقع صحنه هايي كه از خيانت دختر ميبينيم خاطره هايي است كه دختر در حين خودكشي به ياد مياورد و به آن فكر ميكند .
دختر شخصيت ويديو ي سبب از بهترين و حرفه اي ترين ويديو هاي شادمهر هست!
در اين ويديو در واقع شادمهر از زبان شخصيت اصلي ؛ كه همان دختريست كه دست به
خود كشي ميزنه صحبت ميكنه( ميخونه )!
دختري كه در ويديو دست به خودكشي ميزنه در واقع عاشق پسريست كه عكسش را در دست دارد. اما در شرايطي اسير حال و هواي نفساني خود شده و به او خيانت كرده !
در واقع وقتي در حين خيانت كردن موبايل دختر زنگ ميخورد و دختر با ديدن شماره ي معشوق خود ان را جواب نميدهد ؛ شرم را كاملا در چهره اش احساس ميكنيم اما به خاطر لذت فراوان اهميتي نميدهد! در واقع صحنه هايي كه از خيانت دختر ميبينيم خاطره هايي است كه دختر در حين خودكشي به ياد مياورد و به آن فكر ميكند .
دختر شخصيت اصلي در دو نقش ايفاي نقش كرده! يكي نقشي كه در بالا توضيح داده شد ؛
و ديگري نقشي است كه به عنوان وجدان بازي كرده( با لباس و گريم مخصوص). زيباترين نكته ي نقش وجدان در اين ويديو ؛ صحنه ايست كه با ناراحتي نظاره گر صحنه ي خيانت است؛ كه بسيار دردناك جلوه ميكند.
در قسمتي از ويديو كه عقربي روي قرصهاي ريخته شده بر رو ي ميز راه مي رود ؛ نماديست از جلوه ي زشت مرگ؛ كه در واقع همان خودكشي است! همانطور كه ميدانيد عقرب معروف است؛ هنگامي كه ميان آتش محاصره ميشود ؛ با نيش خود دست به خودكشي ميزند.
در انتهاي ويديو و هنگامي كه به لحظه ي مرگ دختر و فرو رفتنش در اب ميرسيم؛ صحنه هايي را ميبنيم كه دختر لحظات زيبايي را كه با معشوق خود داشته به ياد مياورد.
ساعت شني نيز از ابتداي ويديو وقتي برگردانده ميشود تا موقعي كه به پايان برسد ساعت آخرين زندگي دختر را نشان ميدهد.
در كل ويديو ي بسيار تاثير گذاري بود كه به رساندن مفهوم شعر كمك كرد.
اصلي در دو نقش ايفاي نقش كرده! يكي نقشي كه در بالا توضيح داده شد ؛
و ديگري نقشي است كه به عنوان وجدان بازي كرده( با لباس و گريم مخصوص). زيباترين نكته ي نقش وجدان در اين ويديو ؛ صحنه ايست كه با ناراحتي نظاره گر صحنه ي خيانت است؛ كه بسيار دردناك جلوه ميكند.
در قسمتي از ويديو كه عقربي روي قرصهاي ريخته شده بر رو ي ميز راه مي رود ؛ نماديست از جلوه ي زشت مرگ؛ كه در واقع همان خودكشي است! همانطور كه ميدانيد عقرب معروف است؛ هنگامي كه ميان آتش محاصره ميشود ؛ با نيش خود دست به خودكشي ميزند.
در انتهاي ويديو و هنگامي كه به لحظه ي مرگ دختر و فرو رفتنش در اب ميرسيم؛ صحنه هايي را ميبنيم كه دختر لحظات زيبايي را كه با معشوق خود داشته به ياد مياورد.
ساعت شني نيز از ابتداي ويديو وقتي برگردانده ميشود تا موقعي كه به پايان برسد ساعت آخرين زندگي دختر را نشان ميدهد.
در كل ويديو ي بسيار تاثير گذاري بود كه به رساندن مفهوم شعر كمك كرد.

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 8:21 |

پاپکورن

انگیزه | پاپکورن

بیا اینجا | پاپکورن

می خواستمت | پاپکورن

اونه اونه | پاپکورن

پاپکورن | پاپکورن

بی تو | پاپکورن

محال | پاپکورن

آغوش | پاپکورن

ماندگار | پاپکورن

آدم فروش

آدم فروش | آدم فروش

عمرا | آدم فروش

اشک من | آدم فروش

دل دیوونه | آدم فروش

تهدید | آدم فروش

وقتی گفتی نرو | آدم فروش

کل کل | آدم فروش

خیالی نیست

خیالی نیست | خیالی نیست

ژینا | خیالی نیست

می خوام برم | خیالی نیست

باور | خیالی نیست

فال قهوه | خیالی نیست

چشمای عاشق | خیالی نیست

بگو از کجا | خیالی نیست

آدم و حوا

آدم و حوا | آدم و حوا

بی تو هرگز | آدم و حوا

تردید | آدم و حوا

ستاره | آدم و حوا

دل من تو رو می خواد | آدم و حوا

دل من تو رو می خواد ( 2 ) | آدم و حوا

نازنین | آدم و حوا

زمستون | آدم و حوا

می خوام برم | آدم و حوا

رفتش | آدم و حوا

دختر آتیش پاره | آدم و حوا

من و تو | آدم و حوا

مادر | آدم و حوا

پر پرواز

آتیش بازی | پر پرواز

علامت سئوال | پر پرواز

پر پرواز | پر پرواز

بی کلام ( 1 ) | پر پرواز

بی کلام ( 2 ) | پر پرواز

نغمه های شرقی ( بی کلام )

شیاد | نغمه های شرقی

نیاز | نغمه های شرقی

حقه | نغمه های شرقی

گرفتار | نغمه های شرقی

پیشکش | نغمه های شرقی

تقدیر | نغمه های شرقی

غم تنهایی | نغمه های شرقی

آدما | نغمه های شرقی

وقف پرنده ها | نغمه های شرقی

باغ زندگی | نغمه های شرقی

نغمه های مشرقی ( بی کلام )

بی کلام از گوگوش | نغمه های مشرقی

تقدیر | نغمه های مشرقی

فصل آشنایی | نغمه های مشرقی

عطر و شبنم | نغمه های مشرقی

هزار و یکشب | نغمه های مشرقی

من ، تو و درخت و بارون | نغمه های مشرقی

آرزوها | نغمه های مشرقی

قفس | نغمه های مشرقی

دهاتی

دهاتی | دهاتی

پاییز | دهاتی

نوایی | دهاتی

آسمونی ( بی کلام ) | دهاتی

دلخوشی | دهاتی

آسمونی | دهاتی

نگاه پنجره | دهاتی

غریبه | دهاتی

دلخوشی ( بی کلام ) | دهاتی

خونه | دهاتی

مسافر

مسافر | مسافر

روح سبز | مسافر

هزار و یکشب | مسافر

مشق سکوت | مسافر

حدیث مهربونی | مسافر

یاس | مسافر

آرزوها | مسافر

پل عاطفه | مسافر

سل وحشی | مسافر

بهار من ( بی کلام )

نغمه شادی | بهار من

الهه ناز ( 1 ) | بهار من

الهه ناز ( 2 ) | بهار من

از محبت ( 1 ) | بهار من

از محبت ( 2 ) | بهار من

بهار من ( 1 ) | بهار من

بهار من ( 2 ) | بهار من

گل گندم | بهار من

سرور ( 1 ) | بهار من

سرور ( 2 ) | بهار من

جان مریم ( 1 ) | بهار من

جان مریم ( 2 ) | بهار من

آوایی در شب ( 1 ) | بهار من

آوایی در شب ( 2 ) | بهار من

در دشتی | بهار من

نغمه شادی ( سلو ) | بهار من

دل شکسته | غیر رسمی

داداشی | غیر رسمی

زندگی | غیر رسمی

قبیله | غیر رسمی

لحظه عاشقونه | غیر رسمی

ستاره ( کلاب میکس ) | غیر رسمی

ستاره ( ریمیکس ) | غیر رسمی

شب برهنه | غیر رسمی

وقتی تو رو شناختم | غیر رسمی

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 8:12 |

شادمهر عقیلی

سلام دوستان اگر فکر می کنید بعضی از قسمت های این مطلب شایعه است نظرتون رو بگید . ممنون

بچه خیابان هاشمی تهران " اصلیت طالقانی " فرزند آخر خانواده " پدرش و برادرانش را در جنگ تحمیلی از دست داد که این مطلب همواره از سوی خود شادمهر

تکذیب شده والبته بدانید که شادمهر در نوجوانی پدرش را به دلیل سرطان از دست داد! " در شرایط سخت مالی بزرگ شد " گیتار زدن را از حرکات دست گیتاریست ها یاد گرفت " فوق لیسانس از هنرستان موسیقی " تا 24 سالگی به

خواننده شدن فکر نمیکرد " بی علاقه به موسیقی اصیل و سنتی " اغلب ساعات روز را در اتاق کوچکش به تمرین موسیقی میپرداخت " برای تماشای کلیپ های

خارجی بیتابی میکرد " رفت و آمد های مدام به صدا و سیما برای کار در تلویزیون در سالهای 72و73 اواسط سال 75 چند آهنگ غیر مجاز را در زیرزمین های کرج

خواند " متنفر از تجملات " ویلون را خودش یاد گرفت و استاد سوت زدن هست ، حتی در استودیو " عاشق بازی بهروز وثوقی " به افراد مختلف القاب مختلف

میداد " هرگز حتی سیگار هم نکشیده ، همانگونه که دیدید شادمهر عقیلی در فیلم شب برهنه حتی سیگار دست گرفتن هم بلد نبود و میگویند سکانس سیگار کشیدن را گارگردان 48 بار برداشت کرد" رفاقت با جوانان سالم را دوست

دارد " با قرض ارگ خرید " کم غذا و تحت تاثیر محبتهای مادرش " با دست مزد اولین کاستش ( بهار من ) یک پراید خرید " از هیچ غذایی بدش نمی آید " مردم

دبرای خرید آلبوم مسافر او جلوی نوار فروشی ها صف میکشید ند ، که حتی به عده ای هم کاست نمیرسید چون خیلی ها چند تا چند تا این آلبوم را خریداری میکردند و تمام میشد"

" خودش را مدیون هیچ کس نمیداند جز مادرش و محمد تقی برادرش " همیشه پشیمان از امضای قرارداد با شرکت پیغام سحر " عاشق اتومبیل بی ام و

بیشتر شعرهای او را نیلوفر لاری پور گفته است " الگوی گیتار : اردشیر فرح " شناگر ماهر ( خصوصا شنای قورباغه ) حساسیت بیش از حد نسبت به دندانهایش

دست به جیب برای دوستان طراز اول " کم حرف " در تهران پاتوق هیشگی نداشته " اختلاف با بهروز صفاریان بعد از آلبوم مسافر " شایعه عمل زیبایی بینیش

رو تکذیب میکنه " هر روز اگر گیتار تمرین نکند پکر میشود " نازانگشتا ( خشایر اعتمادی ) و غزلک (سعید شهروز ) اوج هنر آهنگ سازی او برای دیگران است

" زیاد دوست ندارد با کسی مصاحبه کند " روزی دویست هزار تومان درآمد با بت آموزش و نوازندگی گیتار و ویلن در تهران " هرگز حاضر نشد که در آلبوم هیچ

خواننده ای هم صدایی کند " اختلاف شدید با محمد اصفهانی در تابستان 1379 " ما درش را میپرستد " یک پوستر را با سرمایه شخصی خودش به بازار فرستاد

چشمهایش نسبت به موسیقی سنتی روز به روز ضعیف و ضعیف تر شد " عاشق خرید کفش و بیزار از سیاست " بابت بازی و خونندگی در پرپرواز 10 میلیون

تومان گرفت " نارضی از گریمش در فیلم شب برهنه" درشرایطی به کانادا رفت که مسولین داشتند به خاطر منافع خودشان او را از موزیک پاپ کشور پایین بیاورند

ماهی یک بار به شمال میرفت " آرزو برگذاری کنسرت را در استادیوم آزادی داشت اما باز هم مسولین ارشاد......... ... " خواننده محبوب : ریکی مارتین " اهل

شب نشینی و روزنامه خواندن نیست " استاد کوک کردن سنتور " بعد از سفرش به کانادا فیلم شب برهنه با شکست مالی بدی روبه رو شد " عاشق ماشین عوض

کردن " به پیشنهاد ، دوستش برای راه اندازی فروشگاه جواب منفی داد " نه ازدواج کرده ، و نه به خواستگاری رفته " آلبوم آدم و حوا رو خیلی دوست دارد و این

آلبوم در ایران هنوز توقیف هست " علاقه مند موسیقی ترکی " با چند خانواده در تورنتو دوست است " گرفتن تصدیق بین المللی در کانادا " آموزش خصوصی

گیتار و ویلن در تورنتو " محبوب ترین چهره موزیک پاپ ایران در خارج از کشور " فقط در یک سر شماری کوچک شادمهر 20 ملیون هوا دار داشته " طرح

کلیپهایش را خودش میدهد " خیالی نیست را بدون دست مزد خواند ولی برای آدم فروش دست مزد خوبی گرفت " یک استودیو خانگی در منزلش درست کرده و

مستاجر هست ، البته فعلا " وبلاگ ها ویا سایت های تقلبی در مورد خودش را هیچ گاه تکذیب نکرده و میگوید که هیچ سایت و یا وبلاگی را خودش اداره نمیکند و

اینها همه طرفدارانش هستند " قرار داد با 2 خواننده زن لس آنجلسی که برای آنها آهنگ سازی کند " و روزی 1 یا 2 بار با مادرش در ایران تلفنی صحبت میکند

" قبل از عید سال 83 دست راستش شکست " در تدارک کنسرتهای بزرگ در کشورهای پر جمعیت ایرانی "چند روز قبل با بهروز صفاریان با تلفن صحبت میکند و

آشتی میکنند " در دبیرستان فوتبال بازی میکرد ومهاجم بود"سه برادر داشت به نام محمد تقی و حمید وخسرو که حمید قبل انقلاب در سربازی شهید شد وخسرو را در زلزله رودبار ازدست داد "هومن پسر محمد تقی فقط سه سال از او کوچکتر است "هیچ گونه هد ف و یا قصد باز گشت ندارد وبرای د یدن مادرش هم گفته هر موقع بخواهد در دبی هم دیگر را میبینند

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 8:10 |

شادمهر عقيلي
متولد هفتم بهمن 1351- تهران
نوازنده ، آهنگساز ، خواننده و بازيگر ، در خانواده اي متوسط به دنيا آمد در کودکي بسيار باهوش بود.آموزش موسيقي را از 6 سالگي آغاز نمود و پس از گذراندن دوره ابتدايي وارد هنرستان موسيقي گرديد . در جواني طبعي سرکش و روحيه اي بلند پرواز داشت، عشق به موسيقي در او موج مي زد . سختکوش و پرکار بود و در سخت ترين شرايط تمرينها و آموزشهاي خود را ترک نکرد . گاهآ در فضايي کوچک و نيمه تاريک ساعتها تمرين مي کرد تا قطعه اي را به درستي بنوازد. اولين ساز تخصصي او سنتور است و ويلون و گيتار را به خوبي مي نوازد همچنين بر تئو ري موسيقي و سولفژ تسلط کافي دارد ، در آهنگسازي و تنظيم نيز بسيار دقيق و زبر دست مي باشد .اولين آلبوم بدون کلام او به نام بهار من که تنظيمي جديد از قطعات قديمي بود مورد استقبال قرار گرفت و همزمان همکاري خود را با صدا سيما آغاز نمود . در همين سالها که جوانه هاي موسيقي پاپ تازه شروع به رويش کرده بودند، شادمهر جوان که به دنبال بدنبال فرصتي براي ارائه ذوق و هنر سرشار خود بود آلبوم دوم خود ((مسافر)) را عرضه نمود. اين کاست با شعرهايي از سيد فريد احمدي، سهيل محمودي، بامداد جويباري، نيلوفر لاري پور و روشنک نمازي به بازاز عرضه گرديد که در مدت زمان کوتاهي مورد استقبال زياد مرده بويژه جوانان قرار گرفت .مسافر کاري متفاوت است که سبک خاص دارد بويژه آنکه معطر به عطر ياس در رساي بزرگ بانوي جهان حضرت زهرا(س) با شعري ساده و روان و نوايي محزون و دلنشين است بطوريکه در تار و پود جوان ايراني نفوذ مي کند و تا ثير شگرفي بر جاي مي گذارد . او همچنين توانست کمبود موسيقي جوان پسند و مردمي را تا حدود زيادي جبران کند و پخش قطعاتي از اين کاست از صدا و سيما و ارائه آلبوهاي بعدي نظير دهاتي و پر پرواز و بازي در فيلم پر پرواز نقش بسيار زيادي در شهرت و محبوبيت او داشت بطوريکه در اندک زماني مورد توجه مطبوعات و رسانه هاي داخلي و خارجي قرار گرفت و از کارهاي جديد او مي توان به موسيقي متن فيلم ((برهنه)) و آلبوم ((آدم و حوا)) نام برد ، که متاسفانه وزارت فرهنگ اجازه انتشار اين آلبوم را نداد و شادمهر براي ظبط آن مجبور شد راهي ديار غربت شود.

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 8:7 |

آکورد ( میخوام برم )

.......................A.....................Bm

ميخوام برم پا ندارم    ميخوام نرم جا ندارم

Bm..........F#7.........................G

 گريه كنم دل ندارم      داد بزنم نا ندارم

Bm........................C......................A....................Bm

بودنم با تو حرومه ديگه همه چي تمومه آخ كه اين لحظه چه شومه

......................A.................Bm

من دلم تنگ ميشه تو دلت سنگ ميشه

Bm..................F#7.............G

نذار اين تنگ بلور بشكنه با اين غرور

 

آکورد ( پرپرواز )

Am..G..........Dm........Am...G......Dm...Am

تو حضور مبهم پنجره ها , روبرومون ديواراي آجريه

Am...............G............................F.......Dm...Am

خورشيد روشن فردا مال تو , سهم من شباي خاكستريه

Am........G.............Dm........Am...G.........Dm......Am

توي اين دلواپسي هاي مدام , جز ترانه هاي زخمي چي دارم

Am.....F...........G......................F...........Dm...Am

وقتي حتي تو برام غريبه اي, سر رو شونه هاي بارون ميزارم

Am.....F.................................G......Dm......Am

اسم تو براي من مقدسه , تا نفس تو سينه پر پر ميزنه

Am.....F...........G.............F...............Dm..Am

باورم كن كه فقط باور تو , ميتونه قفل قفس رو بشكنه

Am.....F........Dm.........Am.....G......Dm..Am

منمو يه آسمون بي دريغ , منمو يه كوره راه نا گزير

Am...G.....F....G.......................F.....Dm..Am

اي ستاره شباي مشرقي , پره پرواز منو از من نگير

 

آکورد ( پل عاطفه )

Bm.....F.............Bm............Fm...Bm

كوير نشه دلاي ما , مثل بارون شيم بباريم

...........Bm...........A..............Em..........

دستاي احساسمونو , تو دستاي عشق بزاريم

Bm..Fm................Bm.........Fm........

صداي پاي شب داره , تو كوچه پرسه ميزنه

.....Bm.................A.....Em..............

آفتاب بايد طلوع كنه , خورشيد بايد نور بزنه

A......C...............Bm......C......Bm

بايد كه آسمونمون , هميشه آبي بمونه

Bm......C.............A...........Em.......

رو تن سبز لحظه ها خاطره هامون بمونه

A.......Em............................Bm

اگه هنوز فاصله ها , خط سياه بين ما

Bm.....A.............C......................

بايد پل عاطفه شه , دست سپيد دلما

 

آکورد ( ستاره )

Am........G..........F.......................................G.............................Am

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه            دوباره اين دل ديوونه واست دل تنگه

Am......G........F............................................G...........................Am

 وقته از تو خوندنه ستاره ترانه هام                اسم تو براي من قشنگترين آهنگه

Am........G...........F...............................G...........................Am

بي تو يك پرنده اسير بي پروازم                    با تو اما ميرسم به قله آوازم

Am........G..........F............................................G.............................Am

اگه تا آخر اين ترانه با من باشي                  واسه تو سقفي از آهنگ و صدا ميسازم

Am........G..........F..........................Am........G..........Am.........G.....Am

با يه چشمك دوباره منو زنده كن ستاره         نزار از نفس بيوفتم تويي تنها راه چاره

Am........G..........F..........................Am........G..........Am.........G.....Am

آي ستاره آي ستاره بي تو شب نوري نداره     اين ترانه تا هميشه تو رو ياده من مياره

 

آکورد ( علامت سوال )

G# F# E - E F# F# (x2) :Intro
G#m F# E F# G#m (x2) and

E ............................ F# ........ G#m
يه پنجره با يه قفس يه حنجره بي هم نفس

G#m F# B .................... F#...............
سهم من از بودن تو يه خاطرست همينو بس
E ........................ F#................
تو اين مثلث غريب ستاره ها رو خط زدم
G#m.F#.B ............. F#..................
دارم به آخر ميرسم از اونور شب اومدم

G#m F# E G#m - G#m F# E G#m (2) :solo

E . B ........... F# C#m ........... G#m
يه شب که مثل مرثيه خيمه زده رو باورم

G#m F# B ........ F# ........................ E
ميخوام تو اين سکوت تلخ صداتو از ياد ببرم
E . B .............. F# C#m ....... G#m
بذار که کوله بارمو رو شونه شب بذارم
G#m F# B ............... F# ............... E
بايد که از اينجا برم فرصت موندن ندارم
[down stroke]
G#m . F# ........ E...... G#m F#.G#m
داغ ترانه تو نگام ---- شوق رسيدن تو تنم
[down stroke]
G#m F# .. E.........G#m F# .... G#m
تو حجم سرد اين قفس ---- منتظر پر زدنم
E ................ F# ....... G#m
من از تبار غربتم از آرزوهاي مهال
G#m F# .. B ........... F# ............... E
قصه ما تموم شده با يه علامت سوال

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 8:5 |

آکورد ( فال قهوه )

Em............................................Am7......................................Em

پي اسم تو ميگشتم ته يك فنجون خالي       دنبال يه طرح تازه يه تبسم خيالي

Em..............................................Am7......................................Em

فنجوناي لب پريده قهوه هاي نيمه خورده       منو عشقي كه واسه هميشه مرده

Em....................B7

دل به عشق تو سپرده

Em......................B7.................Am7................................Em

فال تو رنگ فريب و گريه هاي عاشقونست    فال من طنين آخرين ترانست

Em.....................B7........................Am7.............................Em

رنگ قهوه اي چشمات رنگ خوابه               که تا شهر بي نهايت منو برده

Em..................................................B7................Am7

اونجا که آخر عشقه                               اونجا که مرز سرابه

 

آکورد ( حدیث مهربونی )

F#m.......Bm....F#m............Bm

اونكه پشت شيشه    شبا سر ميزاره

Bm.........A...........F#m.....Bm

ميدونه پنجره            بين ما ديواره

F#m.........Bm........F#m.........Bm

از پشت شيشه ها    با رنج و بي زبوني

Bm..........A............F#m.....Bm

ميخونه با اشاره       حديث مهربوني

F#m......G........A.....Bm.............G....................A........Bm

پشت اين پنجره هاي بسته نا مهربون    برام از دوري و از شادي بخون

G............................A..............Bm

صداي گريه هامون   نواي هر شب ماست

Bm.......G.....A.....F#m...........Bm

تو اين شب غريبه    صداي تو آشناست

G............................A..............Bm

تو اين كوير غربت    كسي به فكر ما نيست

Bm.......G.....A.....F#m...........Bm

به فكر آبي دور   به فكر دريا ها نيست

Bm.........G..........A.....................Bm.............G.........A.........Bm

شب.... نبايد.... تو دلم.... خونه كنه.... بگو آفتاب.... زلفاشو.....شونه كنه

 

آکورد ( هزارو یکشب )

:Intro (*)
(Em Am D Em C Am Bm Em)

........ Em ..... Am .... G ............................. Em ......... Am.......... .... Em
هواي گريه دارم تو اين شب بي پناه .......... دنبال تو ميگردم دنبال يک تکيه گاه

.......Em ... D .......................................... Am .......... D ................. Am
دنبال اون دلي که تنهايي رو ميشناسه ...... دستهاي عاشق من لبريز التماسه
.......Em ..... D ...... Am ...... G .................. Em ..... Bm ..... Em ...... Bm
هزار و يکشب من پر از صداي تو بود .......... گريه هر شب من فقط براي تو بود

(*) - (?)

...Em ....... Am ........ Bm ....Em ............... C ........ D ..................... Bm
سکوت شيشه ايمو صداي تو ميشکنه ...... تو آسمون عشقم شعر تو پر ميزنه

......Em ......... Am ....... Bm ..........Em .................... C ........ D ................ Bm
با تو دل سياهم به رنگه آسمونه .............. تو بغض من ميشکنن شعرهاي عاشقونه

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 8:3 |

آکورد ( بی تو )

[Em]بي تو تو اين شب[Am]هاي بد گر[C]يم ديگه [D]در نمي [Em]ياد

[Em]حرف غم انگي[Am]ز دلم جز [C]تو كسي [D]رو نمي [Em]خواد

از [Am]چي بگم تا [C]دل من لح[D]ظه اي آروم بگي[Am]ره

[Am]ديو سياه [C]غصه هام تو[D]ي كدوم شب مي مي[Am]ره

از [Em]چي بگم وقتي د[Bm]لم از [C]دل تو دور ميمو[G]نــــ[D]ه

وق[Em]تي كه قلب پا[Bm]ك تو هي[C]چي ازم نمي دو[G]نــــ[D]ه

[Em]مي خونم به خدا [Bm]مي خونم

 

آکورد ( آغوش )

[Dm]تا گرم آغوشت شدم [C]چه زود فرا[Bb]موشت شد[C]م

[Gm]تقصير تو نبود خودم [Bb]باري روي [C]دوشت شد[F]م

[Dm]کاشکي دلت بهم ميگفت [C]نقشه قلب[Bb]مو داره[C]

[Gm]هر کي زد و رفت و شکست [Bb]يه روز يه جا [C]کم ميا[Bb]ره [Am]

يه روز يه جا [C]کم ميا[Bb]ره

[Dm]موندن و سوختن و ساخ[Am]تن همه يا[C]دگار عش[Bb]قه

انتقامه [Dm]از تو گرف[Am]تن کار من [C]نيست کار عش[Bb]قــــ[Dm]ــــه  [C]کار عش[Bb]قه

کار عش[Bb]قــــ[Dm]ــــه  [C]کار عش[Bb]قه

[Dm]موندن و سوختن و ساخ[Am]تن ...

 

آکورد ( آتیش بازی )

Gm . F . Eb ....................... Gm
ميون آتيش بازي چشماي تو قدم زدم

Gm...D...Gm....Gm ............ Ab ....... Gm ...... Cm
شايد که باورت بشه معني عشقو بلدم
Gm .... F . Eb ................... Gm
نگاه تب دارمو تو چشماي تو جا ميذارم
Bb .. F .. Gm ...... Gm ........... Ab .... Gm .... Cm
به خاطر ديدن تو پنجره رو وا ميذارم
............................Bb..Cm........Bb
يه معني تازه ميدي يه شعر دلسپردگي
Gm .......... Ab .......... Gm ..... Cm
با تو چه سبز و روشنم بي تو محاله زندگي

 

آکورد ( باورم نمیشه )

Am.....Bb............Am.........Bb..Am

باورم نميشه دستات تو دست من نباشن

Am...Bb...Gm........C......Bb........

رو درو ديواره خونه گرده تنهايي بپاشن

Am.....Bb..............Gm.....Bb.........................Am

تو هموني كه ميگفتي تو دنيا هيچكي مثل من پيدا نميشه

Am.......Bb............Gm.....Bb......................Am

تو هموني كه ميگفتي قلبم ماله تو باشه واسه هميشه

Am..........Bb........Am.........Bb..Am

باورم نميشه چشمات بره مال ديگرون شه

Am...Bb...Gm.........C......Bb........

با غريبه آشنا شه با غريبه مهربون شه

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 8:1 |

اشعار آهنگ های  خیالی نیست – پرپرواز – آتیش بازی – علامت سوال

خیالی نیست

عروسکی بودم برات
که تو بهم نفس دادی
دلمو به روز خریدی فرداش تو بردی پس دادی
بگو برات من چی بودم
عروسک مغازه ای کهنه شدم رفتی حالا
دنبال عشق تازه ای
رفتیو نوشتی که از دوری من ملالی نیست
رفتی با یکی دیگه دوست شدی
هیچ خیالی نیست
یه روزم نوبت من می شه
واست نامه بدم ببینی با یکی دیگم
جاتم اصلا خالی نیست
دیگه پشت دستمو داغ می کنم
که تا زندم عاشق هیچکی نشم
عاشق هر کی بشم خیالی تیست
لاعقل اسیر تو یکی نشم

پرپرواز

تو حضور ماتم پنجره ها
روبرو دیوارای آجری
خورشید روشن فردا مال تو
سهم من شبای خاکستریه
توی این دلباپسی های مدام
جز ترانه های زخمی چی دارم
وقتی حتی تو برام غریبه ای
سر رو شونه های بارون می زارم
اسم تو برای من مقدسه
تا نفس تو سینه پرپر می زنه
باورم کن که فقط باور تو
می تونه قفل قفس رو بشکنه
منمو یه آسمون بی دلیل
منمو یه کوله راه ناگزیر
ای ستاره ی شبای مشرقی
پرپرواز منو ازم نگیر

آتیش بازی

میون آتیش بازی چشمای تو قدم زدم
شاید که باورت بشه معنی عشقو بلدم
نگاهتم دارم و تو چشمای تو جا می زارم
به خاطر دیدن تو پنجره رو وا می زارم
یه معنی تازه می دی به شعر دلسپردگی
با تو چه سبز و روشنم بی تو محال زندگی

علامت سوال

یه پنجره با یه قفس یه حنجره بی هم نفس
سهم من از بودن تو یه خاطرس همین و بس
تو این مثلث غریب ستاره ها رو خط زدم
دارم به آخر می رسم فرصت موندن ندارم
یه شب که مثل مرثیه خیمه زده رو باورم
میخوام تو این سکوت تلخ صداتو از یاد ببرم
بزار که کوله بارمو رو شونه ی شب بزارم
باید که از این جا برم فرصت موندن ندارم
داغ ترانه تو نگام شوق رسیدن تو تنم
تو حجم سرد این قفس منتظر پر زدنم
من از تبار غربتم از آرزو های محال
قصه ی ما تموم شده با یه علامت سوال

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 8:0 |

اشعار آهنگ های آلبوم پاپ کورن 

انگیزه :

دیگه انگیزه ندارم , که بازم با تو بمونم
هیچ دلیلی نمی بینم , که بی تو زنده نمونم
تو برو برگرد تو دنیا , هیچکی مثل من نمیشه
برو دیگه عشقت دروغ بود , نبودی با من همیشه

نمی خوای بمونم
می دونم می دونم , نمی خوای بمونم
می دونم می دونم , نمی خوای بمونم
می دونم می دونم , نمی خوای بمونم

هرجوری بودم , واسه تو که موندم
عشقو توی چشمای تو من نخوندم
دل منو بردی , دل منو بردی
همرام نموندی

می دونم می دونم , نمی خوای بمونم
می دونم می دونم , نمی خوای بمونم
می دونم می دونم , نمی خوای بمونم
می دونم می دونم , نمی خوای بمونم

هرجوری بودم , واسه تو که موندم
عشقو توی چشمای تو من نخوندم
دل منو بردی , دل منو بردی
همرام نموندی

چه خوب شد که موندمو , دست تو رو خوندمو
حالا دیگه خوب خوب خوب می دونم
هرچی که بردی دیگه نیاوردی ,  برو دیگه  برو دیگه  برو دیگه

چه خوب شد که موندمو , دست تو رو خوندمو
حالا دیگه خوب خوب خوب می دونم
هرچی که بردی دیگه نیاوردی ,  برو دیگه  برو دیگه  برو دیگه

دیگه انگیزه ندارم , که بازم با تو بمونم
هیچ دلیلی نمی بینم , که بی تو زنده نمونم
تو برو برگرد تو دنیا , هیچکی مثل من نمیشه
برو دیگه عشقت دروغ بود , نبودی با من همیشه

نمی خوای بمونم
می دونم می دونم , نمی خوای بمونم
می دونم می دونم , نمی خوای بمونم
می دونم می دونم , نمی خوای بمونم

هرجوری بودم , واسه تو که موندم
عشقو توی چشمای تو من نخوندم
دل منو بردی , دل منو بردی
همرام نموندی

می دونم می دونم , نمی خوای بمونم
می دونم می دونم , نمی خوای بمونم
می دونم می دونم , نمی خوای بمونم
می دونم می دونم , نمی خوای بمونم

هرجوری بودم , واسه تو که موندم
عشقو توی چشمای تو من نخوندم
دل منو بردی , دل منو بردی

 

بیا اینجا :

حالا بیا اینجا, بیا اینجا, بیا اینجا اونجا نه ( 4 )
بیا بیا بیا با من باشو , تموم لحظه های من باشو
چه کنم که بی تو دلتنگم , بیا بیا بیا دیگه باشو
همش بهم میگی اینا همه عادته ,  چرا دل کندن واسه تو انقدر راحته
چرا چرا چرا مگه مگه با کی هستی , آخه دل کوچیکتو به کی به کی بستی
تو که عاشق من بودی منو دوست داشتی
چرا چی شد یهو تنهام گذاشتی

حالا بیا اینجا, بیا اینجا, بیا اینجا اونجا نه ( 4 )
از روزی که رفتی می دونستم چی میشه
می دونستم بر می گردی واسه ی همیشه
چرا رفتی که تو این طوری بخوای برگردی
همین مونده بود بهم بگی که چقدر نامردی
از روزی که رفتی می دونستم چی میشه
می دونستم بر می گردی واسه ی همیشه
چرا رفتی که تو این طوری بخوای برگردی
نکنه می خوای حرف تو باورم بشه که واسه من میمردی

حالا بیا اینجا, بیا اینجا, بیا اینجا اونجا نه ( 4 )
بیا بیا بیا با من باشو , تموم لحظه های من باشو
چه کنم که بی تو دلتنگم , بیا بیا بیا دیگه باشو
همش بهم میگی اینا همه عادته ,  چرا دل کندن واسه تو انقدر راحته
چرا چرا چرا مگه مگه با کی هستی , آخه دل کوچیکتو به کی به کی بستی
تو که عاشق من بودی منو دوست داشتی
چرا چی شد یهو تنهام گذاشتی

حالا بیا اینجا, بیا اینجا, بیا اینجا اونجا نه ( 4 )
از روزی که رفتی می دونستم چی میشه
می دونستم بر می گردی واسه ی همیشه
چرا رفتی که تو این طوری بخوای برگردی
همین مونده بود بهم بگی که چقدر نامردی
از روزی که رفتی می دونستم چی میشه
می دونستم بر می گردی واسه ی همیشه
چرا رفتی که تو این طوری بخوای برگردی
نکنه می خوای حرف تو باورم بشه که واسه من میمردی

حالا بیا اینجا, بیا اینجا, بیا اینجا اونجا نه ( 4 )
بیا بیا بیا با من باشو , تموم لحظه های من باشو
چه کنم که بی تو دلتنگم , بیا بیا بیا دیگه باشو
همش بهم میگی اینا همه عادته ,  چرا دل کندن واسه تو انقدر راحته
چرا چرا چرا مگه مگه با کی هستی , آخه دل کوچیکتو به کی به کی بستی
تو که عاشق من بودی منو دوست داشتی
چرا چی شد یهو تنهام گذاشتی

حالا بیا اینجا, بیا اینجا, بیا اینجا اونجا نه ( 4 )

 

اونه اونه :

شناختمت شناختمت , حیف که چه دیر شناختمت
میخواستمت میخواستمتمیدونی چقدر میخواستمت

اونی که همش تو فکر منه , می گفت همیشه مال منه
اونی که چشاش دنبال منه ,  اون کیه اون کیه
اونی که میخواستمو میخواستمشمیگفت که نمی تونه دل بکنه
نمی دونم الان پیش کیه , اون کیه اون کیه


شناختمت شناختمت , حیف که چه دیر شناختمت
میخواستمت میخواستمتمیدونی چقدر میخواستمت

اونی که همش تو فکر منه , می گفت همیشه مال منه
اونی که چشاش دنبال منه ,  اون کیه اون کیه
اونی که میخواستمو میخواستمشمیگفت که نمی تونه دل بکنه
نمی دونم الان پیش کیه , اون کیه اون کیه

 

پاپکورن :

می خواستمت ولی نموندی پیشم
حتی بمونی عاشقت نمی شم

فایده نداره اشکو گریه زاری
نه خودتو می خوام نه یادگاری

دروغ نگو تقصیر این زمو نست
هردومون می دونیم اینا بهو نست

به جون تو نباشی اصل حاله
زندگی بی تو پره عشقو حاله

می خواستمت ولی نموندی پیشم
حتی بمونی عاشقت نمی شم

فایده نداره اشکو گریه زاری
نه خودتو می خوام نه یادگاری

دروغ نگو تقصیر این زمو نست
هردومون می دونیم اینا بهو نست

به جون تو نباشی اصل حاله
زندگی بی تو پره عشقو حاله

حتی بمونی عاشقت نمی شم
نه خودتو می خوام نه یادگاری
هردومون می دونیم اینا بهو نست
زندگی بی تو پره عشقو حاله

 

بی تو :

بی تو تو این شبای بد گریه ام دیگه در نمیاد
حرف غم انگیز دلم جز تو کسی رو نمی خواد
از چی بگم تا دل من لحظه یی آروم بگیره
دیو سیاه غصه هام توی کدوم شب میمیره

از چی بگم وقتی دلم , از دل تو دور می مونه
وقتی که قلب پاک تو , هیچی ازم نمی دونه

می خونم , به خدا می خونم , از چشای معصوم تو حرفای تورو
می دونم , به خدا می دونم , اون که جدا کرده روحمو قلب تورو


بی تو تو این شبای بد گریه ام دیگه در نمیاد
حرف غم انگیز دلم جز تو کسی رو نمی خواد
از چی بگم تا دل من لحظه یی آروم بگیره
دیو سیاه غصه هام توی کدوم شب میمیره

از چی بگم وقتی دلم , از دل تو دور می مونه
وقتی که قلب پاک تو , هیچی ازم نمی دونه

می خونم , به خدا می خونم , از چشای معصوم تو حرفای تورو
می دونم , به خدا می دونم , اون که جدا کرده روحمو قلب تورو

 

محال :

دست تو تو دست من بود دلت اما جای دیگه
تو خودت خبر نداری اما چشمات اینو می گه

مدتی بود حس می کردم که دلت یه جا اثیره
پشت پا زدی به بختت کی واست جز من میمیره

تو می گی یه وقتو گاهی پیش میاد یه اشتباهی
نه دیگه دیگه نمی شه واسه تو نمونده راهی ( 2 (


دیگه دیدنم محاله , دیگه برگشتم خیاله

سزای کارت همینه , دلت و اون نگات بیزاره

تو می گی یه وقتو گاهی پیش میاد یه اشتباهی
نه دیگه دیگه نمی شه واسه تو نمونده راهی ( 4 (

 

آغوش :

تا گرم آغوشت شدم , چه زود فراموشت شدم
تقصیر تو نبود خودم  ,  باری روی دوشت شدم

کاشکی دلت بهم می گفت نقشه ی قلبمو داره
هرکی زد و رفت و شکست یه روز یه جا کم میاره
یه روز یه جا کم میاره . . . . . .


موندن و سوختن و ساختن , همه یادگار عشقه
انتقام از تو گرفتن  ,   کار من نیست کار عشقه

موندن و سوختن و ساختن , همه یادگار عشقه
انتقام از تو گرفتن  ,   کار من نیست کار عشقه
کار عشقه . . . . . .


موندن و سوختن و ساختن , همه یادگار عشقه
انتقام از تو گرفتن  ,   کار من نیست کار عشقه

موندن و سوختن و ساختن , همه یادگار عشقه
انتقام از تو گرفتن  ,   کار من نیست کار عشقه
کار عشقه . . . . . .

 

ماندگار :

خانه خراب تو شدم , به سوی من روانه شو
سجده به عشقت میزنم , منجی جاودانه شو
ای کوه پر غرور من , سنگ صبور تو منم
ای لحظه ساز عاشقی , عاشق با تو بودنم
روشن ترین ستاره ام , می خواهمت  می خواهمت
تو ماندگاری در دلم ، می دانمت می دانمت

ای همه ی وجود من ،  نبود تو  نبود من ( 2 )
ای همه ی وجود من ،  نبود تو  نبود من
ای همه ی وجود من ،  نبود تو  نبود من , نبود تو نبود من

خانه خراب تو شدم , به سوی من روانه شو
سجده به عشقت میزنم , منجی جاودانه شو
ای کوه پر غرور من , سنگ صبور تو منم
ای لحظه ساز عاشقی , عاشق با تو بودنم
روشن ترین ستاره ام , می خواهمت  می خواهمت
تو ماندگاری در دلم ، می دانمت می دانمت

ای همه ی وجود من ،  نبود تو  نبود من ( 2 )
ای همه ی وجود من ،  نبود تو  نبود من
ای همه ی وجود من ،  نبود تو  نبود من , نبود تو نبود من

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 7:58 |

 

شیدا

در این دنیا تک و تنها شدم من

گیاهی در دل صحرا شدم من

چو مجنونی که از مردم گریزد

شتابان در پی لیلا شدم من

چه بی ثمر می خندم

چه بی اثر می گریم

به ناکامی چرا رسوا شدم من

چرا عاشق چرا شیدا شدم من

 

مسافر

مسافر خسته من بار سفر رو بسته بود

تو خلوت آیینه ها به انتظار نشسته بود

می خواست که از اینجا بره اما نمی دونست کجا

دلش پر از گلایه بود ولی نمی دونست چرا ولی نمی دونست چرا !!

دفتر خاطراتشو رو طاقچه جا گذاشت و رفت

عکسای یادگاریشو برای ما گذاشت و رفت برای ما گذاشت و رفت

دل که به جاده می سپرد کسی اونو صدا نکرد

نگاه عاشقونه ای برای اون دعا نکرد

حالا دیگه تو غربتش ستاره سر نمی زنه

تو لحظه های بی کسیش پرنده پر نمی زنه

با کوله بار خستگی تو جاده های خاطره

مسافر خسته من یه عمره که مسافره یه عمره که مسافره

ستاره

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه

دوباره این دل دیوونه واست دلتنگه

وقت از تو خوندن ستاره ترانه هام

اسم تو برای من قشنگترین آهنگه

بی تو یک پرنده اسیر بی پروازم

با تو اما می رسم به قله آوازم

اگه تا آخر این ترانه با من باشی

واسه تو سقفی از آهنگ و صدا می سازم

با یه چشمک دوباره منو زنده کن ستاره

نذار از نفس بیوفتم تویی تنها راه چاره

آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره

این ترانه تا همیشه تو رو یاد من میاره

تویی که عشقمو از نگاه من می خونی

تویی که تو طپش ترانه هام پنهونی

تویی که هم نفس همیشه آوازی

تویی که آخر قصه منو می دونی

اگه کوچه صدام یه کوچه باریکه

اگه خونم بی چراغه چشم تو تاریکه

می دونم آخر قصه می رسی به داد من

لحظه یکی شدن تو آینه ها نزدیکه

با یه چشمک دوباره منو زنده کن ستاره

نذار از نفس بیوفتم تویی تنها راه چاره

آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره

این ترانه تا همیشه تو رو یاد من میاره

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 7:55 |

 

سبب :

سبب منم که می شکنم اما حرفی نمی زنم

اگه هیچ کس برام نموند واسه اینه که سبب منم

کاش بدونی ماتمه دنیام بی تو فقط گریه می خوام

کی می دونه این حسرتا چه کرده با روز و شبام

تو زندگیم یه دنیایی یه کابوسم تو رویایی

یه پاییزم تو بهاری من یه مرداب تو دریایی

از این گریه چه می دونی نه دردمی نه درمونی

به چه امید می خوای باشی که پیش دردام بمونی

تو زندگیم یه دنیایی یه کابوسم تو رویایی

یه پاییزم تو بهاری من یه مرداب تو دریایی

سبب منم که می شکنم اما حرفی نمی زنم

اگه هیچ کس برام نموند واسه اینه که سبب منم

سبب منم که می شکنم اما حرفی نمی زنم

اگه هیچ کس برام نموند واسه اینه که سبب منم 

 

رسیدی :

رسیدی مثل یک مرحم به داد زخم دیرینه

به داد چشم بیداری که خواب خوش نمی بینه  

رسیدی مثل یک گریه بگیری داغ دل از آه

تو تاریکی این دریا مثل فانوس لنگر گاه 

رسیدی مثل یک مرحم به داد زخم دیرینه

به داد چشم بیداری که خواب خوش نمی بینه  

رسیدی مثل یک گریه بگیری داغ دل از آه

تو تاریکی این دریا مثل فانوس لنگر گاه

رسیدی تا من پر پر یه روزی خسته شه آخر

بگیره از دل فردا سراغی از من باور

رسیدی تا رسیدن ها دوباره با تو معنا شه

کلید تازه ای دادی که قفل کهنه گی واشه واشه

رسیدی مثل یک مرحم به داد زخم دیرینه

به داد چشم بیداری که خواب خوش نمی بینه  

رسیدی مثل یک گریه بگیری داغ دل از آه

تو تاریکی این دریا مثل فانوس لنگر گاه

 

مشکوک

مشکوکم مشکوکم به تو نمی تونم بمونم با تو 

مشکوکم مشکوکم به تو نمی دونم با کی هستی تو
یه نفر هست مثل یه سایه یه نفر هست مثل آوار 

یه نفر هست مثل یه دیوار یه نفر هست آره انگار
مشکوکم مشکوکم به تو نمی تونم بمونم با تو 

مشکوکم مشکوکم به تو نمی دونم با کی هستی تو
مشکوکم مشکوکم به تو نمی تونم بمونم با تو

مشکوکم مشکوکم به تو نمی دونم با کی هستی تو
مشکوکم مشکوکم به تو نمی تونم بمونم با تو

مشکوکم مشکوکم به تو نمی دونم با کی هستی تو
دنیامو کردی زیر و رو حتی نذاشتی آبرو

تو نمی خوای من و تو ما شیم آخه چرا بهم بگو
مشکوکم مشکوکم به تو نمی تونم بمونم با تو

مشکوکم مشکوکم به تو نمی دونم با کی هستی تو
مشکوکم مشکوکم به تو نمی تونم بمونم با تو

مشکوکم مشکوکم به تو نمی دونم با کی هستی تو

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 7:55 |

در بهار من ٬ مسافری با روح سبز ٬ مشق سکوت را هزار و یک شب با حدیث مهربونی خط زد . گل یاس را با بی تابی خواند تا با عبور از پل عاطفه به آرزوهای دیرینه اش برسد . سل وحشی را هم نواخت تا آرزوی ما را برآورده کند . در فصل آشنایی باغ زندگی را با معبود خویش قسمت کرد . با نغمه های مشرقی به دهاتی رسید که در آنجا پاییز ٬ نوایی آسمونی را با دلخوشی زمزمه می کرد . تا اینکه نگاه پنجره را در خونه غریبه دید .

میان راه ٬ تو بی نهایت شب ٬ غم تنهایی اش را با جاده عطر و شبنم در میان گذاشت . سپس مسافری شد با همسفرانی چون آدم و حوا . در سفرش به یاد پر پروازی بود که هیچ وقت نداشت و این علامت سؤالی بود که در ذهنش آتیش بازی می کرد . در شب برهنه نغمه های بی کسی اش را با آدم و حوا تداعی می کرد .

با تموم یکدلی از هجرت زود هنگام ساز و صدایش گفت که : با من باش تا امروز و فردا ٬ بی تو هرگز نروم و با غرورش به ستاره گفت : دل من تو رو می خواد ! اما او نماند و با فال قهوه باور کردم که می گفت می خوام برم ...

افسوس به خاطر دو رنگی ها ٬ بهونه ماندن خویش را فراموش کرد و با سکوتش فریاد زد : خیالی نیست !!!

او ناباورانه رفت و به غربتی رسید سرد ولی رویایی ! به ژینایی که می شناختش گفت : بگو از کجا آوردی چشمای عاشق و ستاره پوشت را ؟! عشق مرا فروختی آدم فروش ! عمرا اگه اشک من دل دیوونه ات را تهدید کند .

وقتی گفتی نرو ٬ کل کل تنها راه جدایی من و تو بود ... !!!

و اما داستان من ! انگیزه ی واژه می خواستمت ٬ توصیف یک دل شکسته و کوچ کرده خیلی دشوار اما دلنشین است و تنها اونه اونه پاسخ چشم پاییزی من !

حالا بیا اینجا تا ببینی بی تو محال است بودن و ماندن ... هر چند که می دونیم تقصیر این زمونه است ! اما بدان نقشه قلب تو ٬ در آغوش دلبسته من ماندگار است . تا همیشه ٬ شادمهر ...........

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 7:53 |

در ويديوي الك كارتيوي عزيز؛ به وضوح ميشه تغيير سبك اين كارگردان رو نسبت به كارگردانهاي ديگه حس كرد. و اين قابل تقديره!!

ويديوهاي الك داره به سمت معناگرايي و پرهيز از كليشه ميره. اين حس رو كاملا در ويديوهاي جديد گوگوش (آبي؛ عشق يعني همه چيز) درك كرد.

در ويديوي رسيدي گوي بزرگ نوراني نماد هدف و ايده‌آل‌هاي زندگي شخصي هر انسان ميتونه باشه! و زنجيرهاي بسته شده به دست و پاي اون 3 نفر اميال نفسانيست كه نشانگر اينست كه خود انسانها با دست خودشون باعث ميشن به اهدافشون نرسن.

از ديد ديگر اگر نگاه كنيم؛ زنجير ها ميتوانند شرايط سخت تحميل شده‌اي باشد كه نميگزارند انسانها علی‌رغم ميل باطني و تلاش زياد به اهدافشان برسند. خيلي‌ها اين ديد رو سياسي تصور كردند.كه ديدگاهشون براي خودشون محترمه.

آتشهايي كه در دست اون زن بود و در واقع رقص نور زيبايي رو پديد اورده بود به نظر من جذابيتهاي رسيدن به اون هدف بود كه انسان‌ها رو به تلاش بيشتر تشويق ميكرد؛ كه اين مساله در شعر هم بهش اشاره شده (مثل فانوس لنگرگاه). در واقع آتش ميتونه نمادي از همون فانوس لنگرگاه باشه.

البته كارگردان از سبك بسيار جذاب برداشت آزاد استفاده كرده؛ تا هر كسي بنا به تفكرات و استنباط‌هاي خودش از ويديو و شعر استفاده كنه.

اما در انتهاي ويديو پيش‌بيني خودش رو غالب دونسته كه در واقع در هيچكدام از اين شرايط كه در بالا بحث شد؛ به جز عده‌ي معدودي ؛ اكثر انسانها به هدف نهايي خودشون كه همانا كمال انساني باشه نميرسن؛ و در واقع اميال و هوسها و يا شرايط حاكم بر جامعه بر عزم آنها براي رسيدن به اين هدف پيروز ميشه.

به نظر من شادمهر هم كه به نظر مياد رو به روي اين انسانها قرار گرفته باشه ؛ فقط خبر از در دسترس بودن اين اهداف و رسيدنشون به نزديكيمون ميده؛ و در واقع با فريادهاش تشويقمون ميكنه به تلاش بيشتر!!!!

در كل از نظر من اين ويديو كار زيبايي بود براي كسايي كه چيزي بيش از سرگرمي چند دقيقه‌اي از يك ويديو ميخوان!

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 7:52 |

سلام دوستای گلم . این بخش اختصاص داره به درخواست های شما عزیزان که اگر چیزی در مورد شادمهر خواستید ٬ می تونید در این قسمت نظر بدید تا من در اولین فرصت براتون بذارم

منتظر نظرات شما شادمهری های عزیز هستم ....

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 7:49 |