تبليغاتX
علاقمند به شادمهر

آسمونی

آسمونی آسمونی تو که پیشم نمی مونی
آسمونی آسمونی تو که پیشم نمی مونی

یه دفعه چشماتو وا کن چشمای منو نگاه کن
تاکه حرفمو بخونی آسمونی آسمونی

آسمونی نمی دونی چه ملامت ها کشیدم
شبا چشمامو می بستم تو رو پیش روم می دیدم

هر کجا که پا می ذاشتم تو رو پیش روم می دیدم

تو از آسمونی و من یه زمینی حقیرم
رقص پروازی تو دنیا اما من موجی اسیرم
آسمونی گربمونی زندگی ازسرمی گیرم
اگه دستامو بگیری می دونم که پر می گیرم

می رم اونجایی که رنگ هیچ زمینی را نبینم
اما رفتنم محاله چون خودم اهل زمینم

 

دوست دارم

زندگي بي تو برام حروم
به پات نشستم عمرم تمومه
يه عمريه که به پات نشستم
با قهرو نازت منو سوزوندي
آخر منو به دست غم سپردي
قلبمو با دست خود شكستم
دوست دارم دوست دارم
دوست دارم دوست دارم
عاشقم كردي قلبم شكستي
رفتي از پيشم عهدو شكستي
با ما زمونه نا مهربونه
دلم از دست تو در ياي خون
مثل يه قايقي رو آب مي مونه
اي خدا ز عشقش دل شد ديوونه
زندگي بي تو برام حرومه
به پات نشستم عمرم تمومه
یه عمریه به پات نشستم
با قهر و نازت منو سوزوندي
آخر منو به دست غم سپردي
حيف از اون عمري كه پاي تو نشستم
دوست دارم دوست دارم
دوست دارم دوست دارم

 

زندگی

جوونیمو آسون گرفتی زندگی زندگی
تو با قیمت جون گرفتی زندگی زندگی

شدم چون غباری به راهی نشسته
آه تویی خوب و محکم منم اسیر و خسته

به جای هر خنده سیل اشکم روونه کردی
منو کشتی و استقامتم رو بهونه کردی

ای کاش از اول جدا از تو بددم
آه هنگام زادن سوا از تو بودم

ناخونده دنیا چرا نصیب من شد
هم مونس روز بی شکیب من شد

کسی که نیاسوده منم ، به شادی نیالوده منم
همه(غم) بود و نابوده منم ، کمی ذات بیهوده منم

ای کاش از اول جدا از تو بددم
آه هنگام زادن سوا از تو بودم

 

فریبا

هنوز عشق فریبا تو قلبم خونه داره
ازاون قهرو اداهاش تو چشام خون می باره

من فریبا رو می خوام خدا خودش اینو می دونه
این دل دیوونه هرشب واسه اون آواز می خونه
تو فریبایی همچو گلهایی بس کن این رنج و عذابم
بی تو در دنیا مونده ام تنها بی ثمر همچون سرابم

اون ستاره ی شبم تویی تو
مونده اسمش رولبم تویی تو
اونکه واسش در تبم تویی تو

خونه ی دل همیشه انتظارت می کشه
اگه تو پیشش بیای دیگه تنها نمی شه
دیگه تنها نمی شه
وای
دیگه تنها نمی شه

الهی عشق پاکم دوباره غم نگیره
دیگه آسمون دل ابر ماتم نگیره

حالا

تو فریبای منی نوگل زیبای منی
اینو می دونی
امید و هستی منی
غرور و مستی منی آفت جونی

+ نوشته شده توسط امین در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 7:55 |

مسافر

مسافر خسته من بار سفر رو بسته بود

تو خلوط ایینه ها به انتظار نشسته بود

میخواست که از اینجا بره اما نمی دونست کجا

دلش پر از گلایه بود ولی نمی دونست چرا

ولی نمیدونست چرا

دفتر خاطراتشو رو طاقچه جا گزاشتو رفت

عکسای یادگاریشو برای ما گزاشتو رفت

برای ما گزاشتو رفت

دل که به جاده میسپرد کسی اونو صدا نکرد

نگاه عاشقونه ای برای اون دعا نکرد

حالا دیگه تو قربتش ستاره سر نمیزنه

تو لحظه ای بی کسیش پرنده پر نمیزنه

با کوله بار خستگی تو جاده ای خاطره

مسافر خسته من یه عمره که مسافره

یه عمره که مسافره

مسافر خسته من بار سفر رو بسته بود

تو خلوط ایینه ها به انتظار نشسته بود

میخواست که از اینجا بره اما نمی دونست کجا

دلش پر از گلایه بود ولی نمی دونست چرا

ولی نمیدونست چرا

دفتر خاطراتشو رو طاقچه جا گزاشتو رفت

عکسای یادگاریشو برای ما گزاشتو رفت

برای ما گزاشتو رفت

دل که به جاده میسپرد کسی اونو صدا نکرد

نگاه عاشقونه ای برای اون دعا نکرد

حالا دیگه تو قربتش ستاره سر نمیزنه

تو لحظه ای بی کسیش پرنده پر نمیزنه

با کوله بار خستگی تو جاده ای خاطره

مسافر خسته من یه عمره که مسافره

یه عمره که مسافره

 

آرزوها

ای غم انگیز ترین خوشحالی
من و عشق تو و دستی خالی
تویی اون کشمکش هر روزه
لحظه پر تپش هر روزه
من و یک جاده چشم به راه
جاده ای از شب تا خلوت ماه
آخرین حادثه جاده تویی
اتفاقی که نیفتاده تویی

کفشهایم که پر از خستگی ان
نقشی از نوعی دلبستگی ان
دست هایم که نیاز آلودن
همه ی عمر به سویت بودن
باز هم باش و فداکاری کن
آرزوهای مرا یاری کن
باز هم باش و فداکاری کن
آرزوهای مرا یاری کن

 

بی تابی

دل من سیاس ولی آبی رو خیلی دوست دارم
روزای روشن آفتابی رو خیلی دوست دارم
با هوای تو توی کوچه های دلواپسی
غروب مبهم سرخابی رو خیلی دوست دارم

باخیال تو اگه باشه خیالی ندارم
شب تا صبح گریه و بی خوابی رو خیلی دوست دارم
میدونم یه روز میای عمریه بی قرارتم
انتظار تو و بی تابی رو خیلی دوست دارم
دوست دارم طناب ماه رو بگیرم بالا برم
واسه این شبای مهتابی رو خیلی دوست دارم
دوست دارم طناب ماه رو بگیرم بالا برم
واسه این شبای مهتابی رو خیلی دوست دارم

 

حدیث مهربونی

اونكه پشت شيشه شبا سر میذاره
میدونه پنجره بین ما دیواره
از پشت شیشه ها با رنج بی زبونی
میخونه با اشاره حدیث مهربونی حدیث مهربونی

پشت این پنجره های بسته نامهربون
برام از خوبی و از شادی بخون
پشت این پنجره های بسته نامهربون
برام از خوبی و از شادی بخون

صدای گریه هامون،نوای هر شب ماست
تو این شب غریبه،صدای تو آشناست
تو این کویر غربت کسی به فکر ما نیست
به فکر آبی دور به فکر دریاها نیست

شب،نباید،تو دلم،خونه کنه
بگو آفتاب زلفاشو شونه کنه

 

روح سبز

تو که نیستی تا ببینی
گریه های هر شب من
بی حضور عاشق تو
چه عجیبه گریه کردن

تو که نیستی تا ببینی
دل آسمون شکسته
جاده تا صبح قیامت
منو این پاهای خسته

با عبور هر ستاره
روح سبز تو رو دیدم
زیر قطرهای بارون
صدای پاتوشنیدم

تو که نیستی تا ببینی
گریه های هر شب من
بی حضور عاشق تو
چه عجیبه گریه کردن

تو که نیستی تا ببینی
دل آسمون شکسته
جاده تا صبح قیامت
منو این پاهای خسته

با عبور هر ستاره
روح سبز تو رو دیدم
زیر قطرهای بارون
صدای پاتوشنیدم

 

مشق سکوت

مشق سکوتو خط بزن اینجا کسی غریبه نیست
نگو که باور نداری حرف دلت رو بنویس
دفتر کهنه دلت رنگ غمو دوست نداره
بهش نگو تو راه عشق هیچ کسی پا نمیذاره
از شب و تنهایی نگو خورشید مون جلوه گره
نگو نسیم سحری از کوچه مون نمیگذره
از شب و تنهایی نگو خورشیدمون جلوه گره
نگو نسیم سحری از کوچه مون نمیگذره

اسب تو زین کن و بیا تو شهر تنهایی نمون
خونه رو روشن میکنه حتی یه شمع نیمه جون
پرنده ها منتظرن قدم بذار تو آسمون
برای خاک باغچه مون ترانه ای تازه بخون
از شب و تنهایی نگو خورشیدمون جلوه گره
نگو نسیم سحری از کوچه مون نمیگذره
از شب و تنهایی نگو خورشیدمون جلوه گره
نگو نسیم سحری از کوچه مون نمیگذره

 

هزارو یک شب

هوای گریه دارم تو این شب بی پناه
دنبال تو میگردم دنبال یه تکیه گاه
دنبال اون دلی که تنهایی رو میشناسه
دستای عاشق من لبریز التماسه
هزار و یکشب من پر از صدای تو بود
گریه هر شب من فقط برای تو بود
هزار و یکشب من پر از صدای تو بود
گریه هر شب من فقط برای تو بود

سکوت شیشه ایم رو صدای تو میشکنه
تو آسمون عشقم شعر تو پر میزنه
با تو دل سیاهم به رنگ آسمونه
تو بغض من میشکنن شعرای عاشقونه
هزار و یکشب من پر از صدای تو بود
گریه هر شب من فقط برای تو بود
هزار و یکشب من پر از صدای تو بود
گریه هر شب من فقط برای تو بود

سکوت شیشه ایم رو صدای تو میشکنه
تو آسمون شعرم عشق تو پر میزنه
با تو دل سیاهم به رنگ آسمونه
تو بغض من میشکنن شعرای عاشقونه
هزارو یکشب من پر از صدای تو بود
گریه هر شب من فقط برای تو بود

 

پل عاطفه

کویر نشه دلای ما
مثل بارون شیم بباریم
دستای احساسمونو
تو دستای عشق بذاریم
صدای پای شب داره
تو کوچه پرسه می زنه
آفتاب باید طلوع کنه
خورشید باید نور بزنه
باید که آسمونمون
همیشه آبی بمونه
رو تن سبز لحظه ها
خاطره هامون بمونه
اگه هنوز فاصله ها
خط سیاهه بین ما
باید پل عاطفه شه
دست سپیدِ دل ما

کویر نشه دلای ما
مثل بارون شیم بباریم
دستای احساسمونو
تو دستای عشق بذاریم
صدای پای شب داره
تو کوچه پرسه می زنه
آفتاب باید طلوع کنه
خورشید باید نور بزنه


باید که آسمونمون
همیشه آبی بمونه
رو تن سبز لحظه ها
خاطره هامون بمونه
اگه هنوز فاصله ها
خط سیاهه بین ما
باید پل عاطفه شه
دست سپیدِ دل ما
باید که آسمونمون
همیشه آبی بمونه
رو تن سبز لحظه ها
خاطره هامون بمونه
اگه هنوز فاصله ها
خط سیاهه بین ما
باید پل عاطفه شه
دست سپیدِ دل ما

 

گل یاس

يه روز يه باغبونی ، يه مرد آسمونی
نهالی كاشت ميون باغچه مهربونی
می ‌گفت سفر كه رفتم يه روز و روزگاری
اين بوته ياس من می مونه يادگاری

هر روز غروب عطر ياس تو كوچه‌ها می‌پيچيد
ميون كوچه باغا ، بوی خدا می ‌پيچيد
هر روز غروب عطر ياس تو كوچه‌ها می‌پيچيد
ميون كوچه باغا ، بوی خدا می ‌پيچيد

اونايی كه نداشتن از خوبیا نشونه
ديدن كه خوبی ياس ، باعث زشتيشونه
عابرای بی‌احساس پا گذاشتن روی ياس
ساقه‌هاشو شكستن آدمای ناسپاس

یاس جوون بگمون ، تكيه زدش به ديوار
خواست بزنه جوونه ، اما سر اومد بهار
يه باغبون ديگه شبونه ياس رو برداشت
پنهون ز نامحرما تو باغ ديگه‌ای كاشت

هزار ساله كوچه‌ها پر ميشه از عطر ياس
اما مكان اون گل مونده هنوز ناشناس
هزار ساله كوچه‌ها پر ميشه از عطر ياس
اما مكان اون گل مونده هنوز ناشناس

 

 

+ نوشته شده توسط امین در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 7:51 |

اشعار آهنگ های  خیالی نیست – پرپرواز – آتیش بازی – علامت سوال

خیالی نیست

عروسکی بودم برات
که تو بهم نفس دادی
دلمو به روز خریدی فرداش تو بردی پس دادی
بگو برات من چی بودم
عروسک مغازه ای کهنه شدم رفتی حالا
دنبال عشق تازه ای
رفتیو نوشتی که از دوری من ملالی نیست
رفتی با یکی دیگه دوست شدی
هیچ خیالی نیست
یه روزم نوبت من می شه
واست نامه بدم ببینی با یکی دیگم
جاتم اصلا خالی نیست
دیگه پشت دستمو داغ می کنم
که تا زندم عاشق هیچکی نشم
عاشق هر کی بشم خیالی تیست
لاعقل اسیر تو یکی نشم

پرپرواز

تو حضور ماتم پنجره ها
روبرو دیوارای آجری
خورشید روشن فردا مال تو
سهم من شبای خاکستریه
توی این دلباپسی های مدام
جز ترانه های زخمی چی دارم
وقتی حتی تو برام غریبه ای
سر رو شونه های بارون می زارم
اسم تو برای من مقدسه
تا نفس تو سینه پرپر می زنه
باورم کن که فقط باور تو
می تونه قفل قفس رو بشکنه
منمو یه آسمون بی دلیل
منمو یه کوله راه ناگزیر
ای ستاره ی شبای مشرقی
پرپرواز منو ازم نگیر

آتیش بازی

میون آتیش بازی چشمای تو قدم زدم
شاید که باورت بشه معنی عشقو بلدم
نگاهتم دارم و تو چشمای تو جا می زارم
به خاطر دیدن تو پنجره رو وا می زارم
یه معنی تازه می دی به شعر دلسپردگی
با تو چه سبز و روشنم بی تو محال زندگی

علامت سوال

یه پنجره با یه قفس یه حنجره بی هم نفس
سهم من از بودن تو یه خاطرس همین و بس
تو این مثلث غریب ستاره ها رو خط زدم
دارم به آخر می رسم فرصت موندن ندارم
یه شب که مثل مرثیه خیمه زده رو باورم
میخوام تو این سکوت تلخ صداتو از یاد ببرم
بزار که کوله بارمو رو شونه ی شب بزارم
باید که از این جا برم فرصت موندن ندارم
داغ ترانه تو نگام شوق رسیدن تو تنم
تو حجم سرد این قفس منتظر پر زدنم
من از تبار غربتم از آرزو های محال
قصه ی ما تموم شده با یه علامت سوال

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 8:0 |

اشعار آهنگ های آلبوم پاپ کورن 

انگیزه :

دیگه انگیزه ندارم , که بازم با تو بمونم
هیچ دلیلی نمی بینم , که بی تو زنده نمونم
تو برو برگرد تو دنیا , هیچکی مثل من نمیشه
برو دیگه عشقت دروغ بود , نبودی با من همیشه

نمی خوای بمونم
می دونم می دونم , نمی خوای بمونم
می دونم می دونم , نمی خوای بمونم
می دونم می دونم , نمی خوای بمونم

هرجوری بودم , واسه تو که موندم
عشقو توی چشمای تو من نخوندم
دل منو بردی , دل منو بردی
همرام نموندی

می دونم می دونم , نمی خوای بمونم
می دونم می دونم , نمی خوای بمونم
می دونم می دونم , نمی خوای بمونم
می دونم می دونم , نمی خوای بمونم

هرجوری بودم , واسه تو که موندم
عشقو توی چشمای تو من نخوندم
دل منو بردی , دل منو بردی
همرام نموندی

چه خوب شد که موندمو , دست تو رو خوندمو
حالا دیگه خوب خوب خوب می دونم
هرچی که بردی دیگه نیاوردی ,  برو دیگه  برو دیگه  برو دیگه

چه خوب شد که موندمو , دست تو رو خوندمو
حالا دیگه خوب خوب خوب می دونم
هرچی که بردی دیگه نیاوردی ,  برو دیگه  برو دیگه  برو دیگه

دیگه انگیزه ندارم , که بازم با تو بمونم
هیچ دلیلی نمی بینم , که بی تو زنده نمونم
تو برو برگرد تو دنیا , هیچکی مثل من نمیشه
برو دیگه عشقت دروغ بود , نبودی با من همیشه

نمی خوای بمونم
می دونم می دونم , نمی خوای بمونم
می دونم می دونم , نمی خوای بمونم
می دونم می دونم , نمی خوای بمونم

هرجوری بودم , واسه تو که موندم
عشقو توی چشمای تو من نخوندم
دل منو بردی , دل منو بردی
همرام نموندی

می دونم می دونم , نمی خوای بمونم
می دونم می دونم , نمی خوای بمونم
می دونم می دونم , نمی خوای بمونم
می دونم می دونم , نمی خوای بمونم

هرجوری بودم , واسه تو که موندم
عشقو توی چشمای تو من نخوندم
دل منو بردی , دل منو بردی

 

بیا اینجا :

حالا بیا اینجا, بیا اینجا, بیا اینجا اونجا نه ( 4 )
بیا بیا بیا با من باشو , تموم لحظه های من باشو
چه کنم که بی تو دلتنگم , بیا بیا بیا دیگه باشو
همش بهم میگی اینا همه عادته ,  چرا دل کندن واسه تو انقدر راحته
چرا چرا چرا مگه مگه با کی هستی , آخه دل کوچیکتو به کی به کی بستی
تو که عاشق من بودی منو دوست داشتی
چرا چی شد یهو تنهام گذاشتی

حالا بیا اینجا, بیا اینجا, بیا اینجا اونجا نه ( 4 )
از روزی که رفتی می دونستم چی میشه
می دونستم بر می گردی واسه ی همیشه
چرا رفتی که تو این طوری بخوای برگردی
همین مونده بود بهم بگی که چقدر نامردی
از روزی که رفتی می دونستم چی میشه
می دونستم بر می گردی واسه ی همیشه
چرا رفتی که تو این طوری بخوای برگردی
نکنه می خوای حرف تو باورم بشه که واسه من میمردی

حالا بیا اینجا, بیا اینجا, بیا اینجا اونجا نه ( 4 )
بیا بیا بیا با من باشو , تموم لحظه های من باشو
چه کنم که بی تو دلتنگم , بیا بیا بیا دیگه باشو
همش بهم میگی اینا همه عادته ,  چرا دل کندن واسه تو انقدر راحته
چرا چرا چرا مگه مگه با کی هستی , آخه دل کوچیکتو به کی به کی بستی
تو که عاشق من بودی منو دوست داشتی
چرا چی شد یهو تنهام گذاشتی

حالا بیا اینجا, بیا اینجا, بیا اینجا اونجا نه ( 4 )
از روزی که رفتی می دونستم چی میشه
می دونستم بر می گردی واسه ی همیشه
چرا رفتی که تو این طوری بخوای برگردی
همین مونده بود بهم بگی که چقدر نامردی
از روزی که رفتی می دونستم چی میشه
می دونستم بر می گردی واسه ی همیشه
چرا رفتی که تو این طوری بخوای برگردی
نکنه می خوای حرف تو باورم بشه که واسه من میمردی

حالا بیا اینجا, بیا اینجا, بیا اینجا اونجا نه ( 4 )
بیا بیا بیا با من باشو , تموم لحظه های من باشو
چه کنم که بی تو دلتنگم , بیا بیا بیا دیگه باشو
همش بهم میگی اینا همه عادته ,  چرا دل کندن واسه تو انقدر راحته
چرا چرا چرا مگه مگه با کی هستی , آخه دل کوچیکتو به کی به کی بستی
تو که عاشق من بودی منو دوست داشتی
چرا چی شد یهو تنهام گذاشتی

حالا بیا اینجا, بیا اینجا, بیا اینجا اونجا نه ( 4 )

 

اونه اونه :

شناختمت شناختمت , حیف که چه دیر شناختمت
میخواستمت میخواستمتمیدونی چقدر میخواستمت

اونی که همش تو فکر منه , می گفت همیشه مال منه
اونی که چشاش دنبال منه ,  اون کیه اون کیه
اونی که میخواستمو میخواستمشمیگفت که نمی تونه دل بکنه
نمی دونم الان پیش کیه , اون کیه اون کیه


شناختمت شناختمت , حیف که چه دیر شناختمت
میخواستمت میخواستمتمیدونی چقدر میخواستمت

اونی که همش تو فکر منه , می گفت همیشه مال منه
اونی که چشاش دنبال منه ,  اون کیه اون کیه
اونی که میخواستمو میخواستمشمیگفت که نمی تونه دل بکنه
نمی دونم الان پیش کیه , اون کیه اون کیه

 

پاپکورن :

می خواستمت ولی نموندی پیشم
حتی بمونی عاشقت نمی شم

فایده نداره اشکو گریه زاری
نه خودتو می خوام نه یادگاری

دروغ نگو تقصیر این زمو نست
هردومون می دونیم اینا بهو نست

به جون تو نباشی اصل حاله
زندگی بی تو پره عشقو حاله

می خواستمت ولی نموندی پیشم
حتی بمونی عاشقت نمی شم

فایده نداره اشکو گریه زاری
نه خودتو می خوام نه یادگاری

دروغ نگو تقصیر این زمو نست
هردومون می دونیم اینا بهو نست

به جون تو نباشی اصل حاله
زندگی بی تو پره عشقو حاله

حتی بمونی عاشقت نمی شم
نه خودتو می خوام نه یادگاری
هردومون می دونیم اینا بهو نست
زندگی بی تو پره عشقو حاله

 

بی تو :

بی تو تو این شبای بد گریه ام دیگه در نمیاد
حرف غم انگیز دلم جز تو کسی رو نمی خواد
از چی بگم تا دل من لحظه یی آروم بگیره
دیو سیاه غصه هام توی کدوم شب میمیره

از چی بگم وقتی دلم , از دل تو دور می مونه
وقتی که قلب پاک تو , هیچی ازم نمی دونه

می خونم , به خدا می خونم , از چشای معصوم تو حرفای تورو
می دونم , به خدا می دونم , اون که جدا کرده روحمو قلب تورو


بی تو تو این شبای بد گریه ام دیگه در نمیاد
حرف غم انگیز دلم جز تو کسی رو نمی خواد
از چی بگم تا دل من لحظه یی آروم بگیره
دیو سیاه غصه هام توی کدوم شب میمیره

از چی بگم وقتی دلم , از دل تو دور می مونه
وقتی که قلب پاک تو , هیچی ازم نمی دونه

می خونم , به خدا می خونم , از چشای معصوم تو حرفای تورو
می دونم , به خدا می دونم , اون که جدا کرده روحمو قلب تورو

 

محال :

دست تو تو دست من بود دلت اما جای دیگه
تو خودت خبر نداری اما چشمات اینو می گه

مدتی بود حس می کردم که دلت یه جا اثیره
پشت پا زدی به بختت کی واست جز من میمیره

تو می گی یه وقتو گاهی پیش میاد یه اشتباهی
نه دیگه دیگه نمی شه واسه تو نمونده راهی ( 2 (


دیگه دیدنم محاله , دیگه برگشتم خیاله

سزای کارت همینه , دلت و اون نگات بیزاره

تو می گی یه وقتو گاهی پیش میاد یه اشتباهی
نه دیگه دیگه نمی شه واسه تو نمونده راهی ( 4 (

 

آغوش :

تا گرم آغوشت شدم , چه زود فراموشت شدم
تقصیر تو نبود خودم  ,  باری روی دوشت شدم

کاشکی دلت بهم می گفت نقشه ی قلبمو داره
هرکی زد و رفت و شکست یه روز یه جا کم میاره
یه روز یه جا کم میاره . . . . . .


موندن و سوختن و ساختن , همه یادگار عشقه
انتقام از تو گرفتن  ,   کار من نیست کار عشقه

موندن و سوختن و ساختن , همه یادگار عشقه
انتقام از تو گرفتن  ,   کار من نیست کار عشقه
کار عشقه . . . . . .


موندن و سوختن و ساختن , همه یادگار عشقه
انتقام از تو گرفتن  ,   کار من نیست کار عشقه

موندن و سوختن و ساختن , همه یادگار عشقه
انتقام از تو گرفتن  ,   کار من نیست کار عشقه
کار عشقه . . . . . .

 

ماندگار :

خانه خراب تو شدم , به سوی من روانه شو
سجده به عشقت میزنم , منجی جاودانه شو
ای کوه پر غرور من , سنگ صبور تو منم
ای لحظه ساز عاشقی , عاشق با تو بودنم
روشن ترین ستاره ام , می خواهمت  می خواهمت
تو ماندگاری در دلم ، می دانمت می دانمت

ای همه ی وجود من ،  نبود تو  نبود من ( 2 )
ای همه ی وجود من ،  نبود تو  نبود من
ای همه ی وجود من ،  نبود تو  نبود من , نبود تو نبود من

خانه خراب تو شدم , به سوی من روانه شو
سجده به عشقت میزنم , منجی جاودانه شو
ای کوه پر غرور من , سنگ صبور تو منم
ای لحظه ساز عاشقی , عاشق با تو بودنم
روشن ترین ستاره ام , می خواهمت  می خواهمت
تو ماندگاری در دلم ، می دانمت می دانمت

ای همه ی وجود من ،  نبود تو  نبود من ( 2 )
ای همه ی وجود من ،  نبود تو  نبود من
ای همه ی وجود من ،  نبود تو  نبود من , نبود تو نبود من

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 7:58 |

 

سبب :

سبب منم که می شکنم اما حرفی نمی زنم

اگه هیچ کس برام نموند واسه اینه که سبب منم

کاش بدونی ماتمه دنیام بی تو فقط گریه می خوام

کی می دونه این حسرتا چه کرده با روز و شبام

تو زندگیم یه دنیایی یه کابوسم تو رویایی

یه پاییزم تو بهاری من یه مرداب تو دریایی

از این گریه چه می دونی نه دردمی نه درمونی

به چه امید می خوای باشی که پیش دردام بمونی

تو زندگیم یه دنیایی یه کابوسم تو رویایی

یه پاییزم تو بهاری من یه مرداب تو دریایی

سبب منم که می شکنم اما حرفی نمی زنم

اگه هیچ کس برام نموند واسه اینه که سبب منم

سبب منم که می شکنم اما حرفی نمی زنم

اگه هیچ کس برام نموند واسه اینه که سبب منم 

 

رسیدی :

رسیدی مثل یک مرحم به داد زخم دیرینه

به داد چشم بیداری که خواب خوش نمی بینه  

رسیدی مثل یک گریه بگیری داغ دل از آه

تو تاریکی این دریا مثل فانوس لنگر گاه 

رسیدی مثل یک مرحم به داد زخم دیرینه

به داد چشم بیداری که خواب خوش نمی بینه  

رسیدی مثل یک گریه بگیری داغ دل از آه

تو تاریکی این دریا مثل فانوس لنگر گاه

رسیدی تا من پر پر یه روزی خسته شه آخر

بگیره از دل فردا سراغی از من باور

رسیدی تا رسیدن ها دوباره با تو معنا شه

کلید تازه ای دادی که قفل کهنه گی واشه واشه

رسیدی مثل یک مرحم به داد زخم دیرینه

به داد چشم بیداری که خواب خوش نمی بینه  

رسیدی مثل یک گریه بگیری داغ دل از آه

تو تاریکی این دریا مثل فانوس لنگر گاه

 

مشکوک

مشکوکم مشکوکم به تو نمی تونم بمونم با تو 

مشکوکم مشکوکم به تو نمی دونم با کی هستی تو
یه نفر هست مثل یه سایه یه نفر هست مثل آوار 

یه نفر هست مثل یه دیوار یه نفر هست آره انگار
مشکوکم مشکوکم به تو نمی تونم بمونم با تو 

مشکوکم مشکوکم به تو نمی دونم با کی هستی تو
مشکوکم مشکوکم به تو نمی تونم بمونم با تو

مشکوکم مشکوکم به تو نمی دونم با کی هستی تو
مشکوکم مشکوکم به تو نمی تونم بمونم با تو

مشکوکم مشکوکم به تو نمی دونم با کی هستی تو
دنیامو کردی زیر و رو حتی نذاشتی آبرو

تو نمی خوای من و تو ما شیم آخه چرا بهم بگو
مشکوکم مشکوکم به تو نمی تونم بمونم با تو

مشکوکم مشکوکم به تو نمی دونم با کی هستی تو
مشکوکم مشکوکم به تو نمی تونم بمونم با تو

مشکوکم مشکوکم به تو نمی دونم با کی هستی تو

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 7:55 |

 

شیدا

در این دنیا تک و تنها شدم من

گیاهی در دل صحرا شدم من

چو مجنونی که از مردم گریزد

شتابان در پی لیلا شدم من

چه بی ثمر می خندم

چه بی اثر می گریم

به ناکامی چرا رسوا شدم من

چرا عاشق چرا شیدا شدم من

 

مسافر

مسافر خسته من بار سفر رو بسته بود

تو خلوت آیینه ها به انتظار نشسته بود

می خواست که از اینجا بره اما نمی دونست کجا

دلش پر از گلایه بود ولی نمی دونست چرا ولی نمی دونست چرا !!

دفتر خاطراتشو رو طاقچه جا گذاشت و رفت

عکسای یادگاریشو برای ما گذاشت و رفت برای ما گذاشت و رفت

دل که به جاده می سپرد کسی اونو صدا نکرد

نگاه عاشقونه ای برای اون دعا نکرد

حالا دیگه تو غربتش ستاره سر نمی زنه

تو لحظه های بی کسیش پرنده پر نمی زنه

با کوله بار خستگی تو جاده های خاطره

مسافر خسته من یه عمره که مسافره یه عمره که مسافره

ستاره

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه

دوباره این دل دیوونه واست دلتنگه

وقت از تو خوندن ستاره ترانه هام

اسم تو برای من قشنگترین آهنگه

بی تو یک پرنده اسیر بی پروازم

با تو اما می رسم به قله آوازم

اگه تا آخر این ترانه با من باشی

واسه تو سقفی از آهنگ و صدا می سازم

با یه چشمک دوباره منو زنده کن ستاره

نذار از نفس بیوفتم تویی تنها راه چاره

آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره

این ترانه تا همیشه تو رو یاد من میاره

تویی که عشقمو از نگاه من می خونی

تویی که تو طپش ترانه هام پنهونی

تویی که هم نفس همیشه آوازی

تویی که آخر قصه منو می دونی

اگه کوچه صدام یه کوچه باریکه

اگه خونم بی چراغه چشم تو تاریکه

می دونم آخر قصه می رسی به داد من

لحظه یکی شدن تو آینه ها نزدیکه

با یه چشمک دوباره منو زنده کن ستاره

نذار از نفس بیوفتم تویی تنها راه چاره

آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره

این ترانه تا همیشه تو رو یاد من میاره

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 7:55 |

در بهار من ٬ مسافری با روح سبز ٬ مشق سکوت را هزار و یک شب با حدیث مهربونی خط زد . گل یاس را با بی تابی خواند تا با عبور از پل عاطفه به آرزوهای دیرینه اش برسد . سل وحشی را هم نواخت تا آرزوی ما را برآورده کند . در فصل آشنایی باغ زندگی را با معبود خویش قسمت کرد . با نغمه های مشرقی به دهاتی رسید که در آنجا پاییز ٬ نوایی آسمونی را با دلخوشی زمزمه می کرد . تا اینکه نگاه پنجره را در خونه غریبه دید .

میان راه ٬ تو بی نهایت شب ٬ غم تنهایی اش را با جاده عطر و شبنم در میان گذاشت . سپس مسافری شد با همسفرانی چون آدم و حوا . در سفرش به یاد پر پروازی بود که هیچ وقت نداشت و این علامت سؤالی بود که در ذهنش آتیش بازی می کرد . در شب برهنه نغمه های بی کسی اش را با آدم و حوا تداعی می کرد .

با تموم یکدلی از هجرت زود هنگام ساز و صدایش گفت که : با من باش تا امروز و فردا ٬ بی تو هرگز نروم و با غرورش به ستاره گفت : دل من تو رو می خواد ! اما او نماند و با فال قهوه باور کردم که می گفت می خوام برم ...

افسوس به خاطر دو رنگی ها ٬ بهونه ماندن خویش را فراموش کرد و با سکوتش فریاد زد : خیالی نیست !!!

او ناباورانه رفت و به غربتی رسید سرد ولی رویایی ! به ژینایی که می شناختش گفت : بگو از کجا آوردی چشمای عاشق و ستاره پوشت را ؟! عشق مرا فروختی آدم فروش ! عمرا اگه اشک من دل دیوونه ات را تهدید کند .

وقتی گفتی نرو ٬ کل کل تنها راه جدایی من و تو بود ... !!!

و اما داستان من ! انگیزه ی واژه می خواستمت ٬ توصیف یک دل شکسته و کوچ کرده خیلی دشوار اما دلنشین است و تنها اونه اونه پاسخ چشم پاییزی من !

حالا بیا اینجا تا ببینی بی تو محال است بودن و ماندن ... هر چند که می دونیم تقصیر این زمونه است ! اما بدان نقشه قلب تو ٬ در آغوش دلبسته من ماندگار است . تا همیشه ٬ شادمهر ...........

+ نوشته شده توسط امین در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 7:53 |